helically

[ایالات متحده]/ˈhɛlɪkəli/
[بریتانیا]/ˈhɛlɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت مارپیچی

عبارات و ترکیب‌ها

helically wound

به صورت مارپیچ

helically arranged

به صورت مارپیچ مرتب شده

helically structured

به صورت مارپیچ ساختار یافته

helically shaped

به شکل مارپیچ

helically oriented

به صورت مارپیچ جهت‌گیری شده

helically twisted

به صورت مارپیچ پیچ خورده

helically coiled

به صورت مارپیچ حلقه شده

helically aligned

به صورت مارپیچ تراز شده

helically connected

به صورت مارپیچ متصل شده

helically integrated

به صورت مارپیچ یکپارچه شده

جملات نمونه

the dna strands are helically twisted.

سلسله‌های DNA به صورت مارپیچ پیچ خورده‌اند.

the staircase spirals helically to the top.

پله‌ها به صورت مارپیچ به سمت بالا می‌چرخند.

the shell of the snail grows helically.

پوست حلزون به صورت مارپیچ رشد می‌کند.

they arranged the lights helically around the tree.

آنها لامپ‌ها را به صورت مارپیچ در اطراف درخت قرار دادند.

the fibers are arranged helically for strength.

الیاف برای استحکام به صورت مارپیچ مرتب شده‌اند.

the galaxy's arms spiral helically in space.

بازوهای کهکشان به صورت مارپیچ در فضا می‌چرخند.

helically arranged molecules can enhance stability.

مولکول‌های مرتب شده به صورت مارپیچ می‌توانند پایداری را افزایش دهند.

the ribbon was twisted helically around the gift.

نوارهای به صورت مارپیچ در اطراف هدیه پیچیده شده بودند.

the plant's vines grow helically up the trellis.

سرشاخه‌های گیاه به صورت مارپیچ به سمت بالا در امتداد داربست رشد می‌کنند.

the structure was designed with helically shaped columns.

این سازه با ستون‌های به شکل مارپیچ طراحی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید