helically wound
به صورت مارپیچ
helically arranged
به صورت مارپیچ مرتب شده
helically structured
به صورت مارپیچ ساختار یافته
helically shaped
به شکل مارپیچ
helically oriented
به صورت مارپیچ جهتگیری شده
helically twisted
به صورت مارپیچ پیچ خورده
helically coiled
به صورت مارپیچ حلقه شده
helically aligned
به صورت مارپیچ تراز شده
helically connected
به صورت مارپیچ متصل شده
helically integrated
به صورت مارپیچ یکپارچه شده
the dna strands are helically twisted.
سلسلههای DNA به صورت مارپیچ پیچ خوردهاند.
the staircase spirals helically to the top.
پلهها به صورت مارپیچ به سمت بالا میچرخند.
the shell of the snail grows helically.
پوست حلزون به صورت مارپیچ رشد میکند.
they arranged the lights helically around the tree.
آنها لامپها را به صورت مارپیچ در اطراف درخت قرار دادند.
the fibers are arranged helically for strength.
الیاف برای استحکام به صورت مارپیچ مرتب شدهاند.
the galaxy's arms spiral helically in space.
بازوهای کهکشان به صورت مارپیچ در فضا میچرخند.
helically arranged molecules can enhance stability.
مولکولهای مرتب شده به صورت مارپیچ میتوانند پایداری را افزایش دهند.
the ribbon was twisted helically around the gift.
نوارهای به صورت مارپیچ در اطراف هدیه پیچیده شده بودند.
the plant's vines grow helically up the trellis.
سرشاخههای گیاه به صورت مارپیچ به سمت بالا در امتداد داربست رشد میکنند.
the structure was designed with helically shaped columns.
این سازه با ستونهای به شکل مارپیچ طراحی شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید