spirally wound
پیچپیچ شده
spirally descending
به صورت مارپیچ نزولی
spirally arranged
به صورت مارپیچ مرتب شده
spirally curving
به صورت مارپیچ منحنی
spirally rising
به صورت مارپیچ صعودی
spirally patterned
دارندهی طرح مارپیچ
spirally formed
به صورت مارپیچ شکل گرفته
spirally coiling
به صورت مارپیچ پیچیده شده
spirally wrapped
به صورت مارپیچ پیچیده
spirally flowing
به صورت مارپیچ جاری
the staircase wound spirally upwards, leading to the tower's top.
پلهها به صورت مارپیچ به سمت بالا میرفتند و به بالای برج منتهی میشدند.
the smoke rose spirally from the campfire, a mesmerizing sight.
دود به صورت مارپیچ از آتشافروزی بلند میشد، صحنهای مسحورکننده.
the galaxy's arms extend spirally outward from the galactic center.
بازوهای کهکشان به صورت مارپیچ از مرکز کهکشان به بیرون امتداد مییابند.
he drew a spirally pattern in the sand with a stick.
او با یک چوب، الگوی مارپیچ را در شن کشید.
the shell's ridges grew spirally around its body.
برآمدگیهای صدف به صورت مارپیچ در اطراف بدن آن رشد میکردند.
the path curved spirally down the hillside.
مسیر به صورت مارپیچ به سمت پایین تپه منحرف میشد.
the dancer moved gracefully, spinning spirally across the stage.
رقاص به طور ظریف حرکت کرد و به صورت مارپیچ در صحنه چرخید.
the roots grew spirally around the old oak tree.
ریشهها به صورت مارپیچ در اطراف درخت بلوط قدیمی رشد میکردند.
the river flowed spirally around the rocky outcrop.
رودخانه به صورت مارپیچ در اطراف صخره جریان مییافت.
the vines climbed spirally up the crumbling wall.
سرشاخه ها به صورت مارپیچ به سمت دیوار فرو ریخته بالا رفتند.
the drill bit cut spirally into the hard rock.
سر مته به صورت مارپیچ در سنگ سخت برش میخورد.
spirally wound
پیچپیچ شده
spirally descending
به صورت مارپیچ نزولی
spirally arranged
به صورت مارپیچ مرتب شده
spirally curving
به صورت مارپیچ منحنی
spirally rising
به صورت مارپیچ صعودی
spirally patterned
دارندهی طرح مارپیچ
spirally formed
به صورت مارپیچ شکل گرفته
spirally coiling
به صورت مارپیچ پیچیده شده
spirally wrapped
به صورت مارپیچ پیچیده
spirally flowing
به صورت مارپیچ جاری
the staircase wound spirally upwards, leading to the tower's top.
پلهها به صورت مارپیچ به سمت بالا میرفتند و به بالای برج منتهی میشدند.
the smoke rose spirally from the campfire, a mesmerizing sight.
دود به صورت مارپیچ از آتشافروزی بلند میشد، صحنهای مسحورکننده.
the galaxy's arms extend spirally outward from the galactic center.
بازوهای کهکشان به صورت مارپیچ از مرکز کهکشان به بیرون امتداد مییابند.
he drew a spirally pattern in the sand with a stick.
او با یک چوب، الگوی مارپیچ را در شن کشید.
the shell's ridges grew spirally around its body.
برآمدگیهای صدف به صورت مارپیچ در اطراف بدن آن رشد میکردند.
the path curved spirally down the hillside.
مسیر به صورت مارپیچ به سمت پایین تپه منحرف میشد.
the dancer moved gracefully, spinning spirally across the stage.
رقاص به طور ظریف حرکت کرد و به صورت مارپیچ در صحنه چرخید.
the roots grew spirally around the old oak tree.
ریشهها به صورت مارپیچ در اطراف درخت بلوط قدیمی رشد میکردند.
the river flowed spirally around the rocky outcrop.
رودخانه به صورت مارپیچ در اطراف صخره جریان مییافت.
the vines climbed spirally up the crumbling wall.
سرشاخه ها به صورت مارپیچ به سمت دیوار فرو ریخته بالا رفتند.
the drill bit cut spirally into the hard rock.
سر مته به صورت مارپیچ در سنگ سخت برش میخورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید