hereness

[ایالات متحده]/ˈhɪə.nəs/
[بریتانیا]/ˈhɪr.nəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن در اینجا؛ حضور
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the artist captured a profound sense of hereness in his paintings, making viewers feel present in the moment.

هنرمند احساس عمیقی از حضور در نقاشی‌هایش را ثبت کرد و باعث شد تماشای‌کنندگان حضور خود را در لحظه حس کنند.

she felt a sudden awareness of hereness, grounding her thoughts in the immediate present.

او احساس آگاهی ناگهانی از حضور داشت و افکارش را در لحظه فوری پایه‌ریزی کرد.

the meditation practice heightened his perception of hereness, connecting him deeply to the here and now.

تمرین مدیتیشن ادراک حضور او را افزایش داد و او را به طور عمیقی با اینجا و این لحظه متصل کرد.

the photograph evoked such a strong feeling of hereness that one could almost hear the sounds of the scene.

این عکس احساسی بسیار قوی از حضور ایجاد کرد که می‌توانستی احساس صداهای صحنه را تقریباً بشنودی.

his poetry emphasizes the hereness of ordinary moments, transforming the mundane into the extraordinary.

شعر او بر روی حضور لحظات معمولی تأکید دارد و معمولی‌ها را به غیرمعمولی تبدیل می‌کند.

the play's staging created an overwhelming sense of hereness, blurring the line between audience and performance.

طراحی صحنه این نمایش حسی غیرقابل تحمل از حضور ایجاد کرد و خط متمایز بین مخاطب و اجرا را محو کرد.

we experienced a collective hereness during the ceremony, united in shared presence.

در طول مراسم، ما تجربه‌ای جمعی از حضور داشتیم و در حضور مشترک به هم پیوسته بودیم.

the concept of hereness suggests that being here matters more than being elsewhere.

مفهوم حضور نشان می‌دهد که بودن اینجا مهم‌تر از بودن در جای دیگر است.

she struggled to maintain her sense of hereness amid the chaos of the city.

او در بین فوضی شهر، تلاش می‌کرد تا احساس حضور خود را حفظ کند.

therapists use exercises in hereness to help patients stay grounded in the present moment.

درمانگران از تمرینات حضور برای کمک به بیماران تا در لحظه حاضر باقی بمانند استفاده می‌کنند.

the hereness of the experience stayed with her for weeks after the trip.

حضور این تجربه برای هفته‌ها پس از سفر با او همراه بود.

philosophers debate whether hereness is primarily a spatial or temporal concept.

فیلسوفان درباره اینکه آیا حضور اساساً یک مفهوم مکانی یا زمانی است، بحث می‌کنند.

he wrote about the hereness of place, how certain locations hold special meaning.

او درباره حضور مکان نوشت، چگونه برخی مکان‌ها معنای ویژه‌ای دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید