| جمع | hesitaters |
a hesitater
کسی که تردید میکند
he is a known hesitater when it comes to making quick decisions.
او یک نفر شناخته شده امتناعی است وقتی به سرعت تصمیم می گیرد.
she has always been a natural hesitater about spending money.
او همیشه یک نفر طبیعی امتناعی در مورد خرج کردن پول بوده است.
my brother is a chronic hesitater who never commits to plans.
برادر من یک نفر مزمن امتناعی است که هرگز به برنامه ها پیوسته نمی شود.
as a confirmed hesitater, he needed weeks to consider the job offer.
به عنوان یک نفر تأیید شده امتناعی، او نیاز داشت تا هفته ها برای در نظر گرفتن پیشنهاد شغلی بگذرد.
she is a notorious hesitater when choosing restaurants.
او یک نفر شاگرد امتناعی است وقتی رستوران ها را انتخاب می کند.
the hesitater in him made him miss the opportunity.
امتناع در او باعث شد که فرصت را از دست بدهد.
a longtime hesitater finally made up his mind yesterday.
یک نفر امتناعی طولانی مدت در نهایت روز گذشته قصد خود را گذاشت.
he is a serial hesitater who never finishes what he starts.
او یک نفر متوالی امتناعی است که هرگز چیزی را که شروع می کند پایان نمی دهد.
being a born hesitater, she struggles with spontaneity.
به عنوان یک نفر امتناعی متولد شده، او با خودسری کار دارد.
the hesitater overcame his indecision and proposed.
امتناع خود را از بیحتمی غلبه کرد و پیشنهاد داد.
he is an inveterate hesitater about committing to relationships.
او یک نفر غیرقابل تغییر امتناعی در مورد پیوستن به روابط است.
as a habitual hesitater, she always second-guesses her choices.
به عنوان یک نفر معمولی امتناعی، او همیشه انتخاب های خود را دوباره می پرسد.
a hesitater
کسی که تردید میکند
he is a known hesitater when it comes to making quick decisions.
او یک نفر شناخته شده امتناعی است وقتی به سرعت تصمیم می گیرد.
she has always been a natural hesitater about spending money.
او همیشه یک نفر طبیعی امتناعی در مورد خرج کردن پول بوده است.
my brother is a chronic hesitater who never commits to plans.
برادر من یک نفر مزمن امتناعی است که هرگز به برنامه ها پیوسته نمی شود.
as a confirmed hesitater, he needed weeks to consider the job offer.
به عنوان یک نفر تأیید شده امتناعی، او نیاز داشت تا هفته ها برای در نظر گرفتن پیشنهاد شغلی بگذرد.
she is a notorious hesitater when choosing restaurants.
او یک نفر شاگرد امتناعی است وقتی رستوران ها را انتخاب می کند.
the hesitater in him made him miss the opportunity.
امتناع در او باعث شد که فرصت را از دست بدهد.
a longtime hesitater finally made up his mind yesterday.
یک نفر امتناعی طولانی مدت در نهایت روز گذشته قصد خود را گذاشت.
he is a serial hesitater who never finishes what he starts.
او یک نفر متوالی امتناعی است که هرگز چیزی را که شروع می کند پایان نمی دهد.
being a born hesitater, she struggles with spontaneity.
به عنوان یک نفر امتناعی متولد شده، او با خودسری کار دارد.
the hesitater overcame his indecision and proposed.
امتناع خود را از بیحتمی غلبه کرد و پیشنهاد داد.
he is an inveterate hesitater about committing to relationships.
او یک نفر غیرقابل تغییر امتناعی در مورد پیوستن به روابط است.
as a habitual hesitater, she always second-guesses her choices.
به عنوان یک نفر معمولی امتناعی، او همیشه انتخاب های خود را دوباره می پرسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید