| جمع | hiddennesses |
with hiddenness
با پنهانکاری
sense of hiddenness
حس پنهانکاری
full of hiddenness
پر از پنهانکاری
hiddenness prevails
پنهانکاری غالب است
layer of hiddenness
لایه پنهانکاری
experience hiddenness
پنهانکاری را تجربه کنید
reveal hiddenness
پنهانکاری را آشکار کنید
embracing hiddenness
در آغوش کشیدن پنهانکاری
despite hiddenness
با وجود پنهانکاری
amidst hiddenness
در میان پنهانکاری
the beauty of the forest lies in its hiddenness.
زیبایی جنگل در پنهان بودنش نهفته است.
the detective investigated the suspect's hiddenness of information.
مامور پلیس پنهانکاری متهم در مورد اطلاعات را بررسی کرد.
the artist explored the theme of hiddenness in their paintings.
هنرمند مفهوم پنهانکاری را در نقاشیهای خود بررسی کرد.
the child found joy in the hiddenness of the secret garden.
کودک در پنهانکاری باغ مخفی شادی یافت.
the poem celebrated the hiddenness of nature's wonders.
شعر به پنهانکاری شگفتیهای طبیعت ادای احترام کرد.
the company valued the hiddenness of their new technology.
شرکت به پنهانکاری فناوری جدید خود ارزش قائل بود.
the author used symbolism to convey a sense of hiddenness.
نویسنده از نمادگرایی برای انتقال حسی از پنهانکاری استفاده کرد.
the map revealed the hiddenness of ancient ruins.
نقشه پنهانکاری ویرانههای باستانی را نشان داد.
the spy relied on the hiddenness of their location.
جاسوس به پنهانکاری موقعیت خود متکی بود.
the philosopher contemplated the hiddenness of the universe.
فيلسوف در مورد پنهانکاری جهان تفکر کرد.
the novel explored the hiddenness within human relationships.
رمان پنهانکاری در روابط انسانی را بررسی کرد.
the project benefited from the hiddenness of its development.
پروژه از پنهانکاری توسعه آن بهرهمند شد.
with hiddenness
با پنهانکاری
sense of hiddenness
حس پنهانکاری
full of hiddenness
پر از پنهانکاری
hiddenness prevails
پنهانکاری غالب است
layer of hiddenness
لایه پنهانکاری
experience hiddenness
پنهانکاری را تجربه کنید
reveal hiddenness
پنهانکاری را آشکار کنید
embracing hiddenness
در آغوش کشیدن پنهانکاری
despite hiddenness
با وجود پنهانکاری
amidst hiddenness
در میان پنهانکاری
the beauty of the forest lies in its hiddenness.
زیبایی جنگل در پنهان بودنش نهفته است.
the detective investigated the suspect's hiddenness of information.
مامور پلیس پنهانکاری متهم در مورد اطلاعات را بررسی کرد.
the artist explored the theme of hiddenness in their paintings.
هنرمند مفهوم پنهانکاری را در نقاشیهای خود بررسی کرد.
the child found joy in the hiddenness of the secret garden.
کودک در پنهانکاری باغ مخفی شادی یافت.
the poem celebrated the hiddenness of nature's wonders.
شعر به پنهانکاری شگفتیهای طبیعت ادای احترام کرد.
the company valued the hiddenness of their new technology.
شرکت به پنهانکاری فناوری جدید خود ارزش قائل بود.
the author used symbolism to convey a sense of hiddenness.
نویسنده از نمادگرایی برای انتقال حسی از پنهانکاری استفاده کرد.
the map revealed the hiddenness of ancient ruins.
نقشه پنهانکاری ویرانههای باستانی را نشان داد.
the spy relied on the hiddenness of their location.
جاسوس به پنهانکاری موقعیت خود متکی بود.
the philosopher contemplated the hiddenness of the universe.
فيلسوف در مورد پنهانکاری جهان تفکر کرد.
the novel explored the hiddenness within human relationships.
رمان پنهانکاری در روابط انسانی را بررسی کرد.
the project benefited from the hiddenness of its development.
پروژه از پنهانکاری توسعه آن بهرهمند شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید