higgle

[ایالات متحده]/'hɪg(ə)l/
[بریتانیا]/'hɪg(ə)l/

ترجمه

vi. چانه زدن یا بحث کردن; چانه زدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردhiggles
صفت یا فعل حال استمراریhiggling
زمان گذشتهhiggled
قسمت سوم فعلhiggled

عبارات و ترکیب‌ها

higgle and giggle

خنده و هم‌نشینی

higgle with joy

با خوشحالی هم‌نشینی کنید

higgle in delight

در شادی هم‌نشینی کنید

higgle at jokes

در شوخی‌ها هم‌نشینی کنید

higgle with friends

با دوستان هم‌نشینی کنید

higgle during play

در حین بازی هم‌نشینی کنید

higgle in fun

در سرگرمی هم‌نشینی کنید

higgle at surprises

در تعجبات هم‌نشینی کنید

higgle when tickled

وقتی نوازش داده می شوید هم‌نشینی کنید

higgle with glee

با شادی هم‌نشینی کنید

جملات نمونه

she began to higgle when she saw the puppy.

او شروع به چانه زنی کرد وقتی توله سگ را دید.

the children higgle with joy at the surprise party.

کودکان با خوشحالی در مهمانی غافلگیری چانه زنی کردند.

he couldn't help but higgle at the funny joke.

او نتوانست جلوی چانه زنی خود را در مقابل شوخی خنده دار بگیرد.

they higgle together, sharing secrets and laughter.

آنها با هم چانه زنی می کنند، رازها و خنده ها را به اشتراک می گذارند.

the audience began to higgle at the comedian's antics.

تماشاچیان با اداهای کمدین شروع به چانه زنی کردند.

she tried to suppress her higgle during the serious meeting.

او سعی کرد چانه زنی خود را در طول جلسه جدی سرکوب کند.

his silly dance moves made everyone higgle.

حرکات رقص احمقانه او باعث شد همه چانه زنی کنند.

the baby started to higgle when tickled.

نوزاد وقتی نوازش می شد شروع به چانه زنی کرد.

she couldn't stop herself from higgle during the movie.

او نتوانست جلوی چانه زنی خود را در طول فیلم بگیرد.

friends often higgle when reminiscing about old times.

دوستان اغلب وقتی به یاد می آورند، چانه زنی می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید