hillwalker

[ایالات متحده]/ˈhɪlˌwɔːkə(r)/
[بریتانیا]/ˈhɪlˌwɔːkər/

ترجمه

n. فردی که در کوه‌ها یا تپه‌ها پیاده‌روی یا قدم می‌زند، به‌ویژه به‌عنوان یک فعالیت تفریحی؛ یک پیاده‌رو یا پیاده‌روی کوه‌نورد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

experienced hillwalker

پیاده روی کننده تجربه‌دار

avid hillwalker

پیاده روی کننده علاقه‌مند

professional hillwalker

پیاده روی کننده حرفه‌ای

hillwalker safety

امنیت پیاده روی کننده

the hillwalker

پیاده روی کننده

جملات نمونه

the experienced hillwalker navigated the treacherous mountain path with ease.

پیاده روی کننده تجربه‌دار به راحتی مسیر خطرناک کوه را طی کرد.

a group of hillwalkers set out at dawn to reach the summit before noon.

گروهی از پیاده روی کنندگان در آغاز روز به سمت قله حرکت کردند تا قبل از ظهر به آن برسند.

the seasoned hillwalker recommended wearing sturdy boots for the steep terrain.

پیاده روی کننده با تجربه پیشنهاد داد که در مسیرهای شیب‌دار از کفش‌های محکم استفاده شود.

hillwalkers should always carry emergency supplies when exploring remote areas.

پیاده روی کنندگان همیشه باید در زمان بررسی مناطق دورافتاده، تجهیزات اضطراری را همراه داشته باشند.

the avid hillwalker has conquered over fifty peaks in the scottish highlands.

پیاده روی کننده علاقه‌مند، بیش از پنجاه قله در کوه‌های اسکاتلند را فتح کرده است.

professional hillwalkers use gps devices to navigate during poor visibility conditions.

پیاده روی کنندگان حرفه‌ای از دستگاه‌های GPS برای راهنمایی در شرایط دید پایین استفاده می‌کنند.

the mountain rescue team saved a lost hillwalker stranded on the ridge overnight.

تیم نجات کوه‌پیمایی یک پیاده روی کننده گم شده را که شب طولانی در روی تپه گرفتار شده بود، نجات داد.

casual hillwalkers often underestimate the challenges of mountain weather conditions.

پیاده روی کنندگان غیر حرفه‌ای اغلب چالش‌های شرایط آب و هوا در کوه‌ها را کم‌تر ارزیابی می‌کنند.

the hillwalker paused to admire the spectacular view from the mountain's edge.

پیاده روی کننده برای لحظه‌ای استراحت و لذت بردن از دید خیره‌کننده از لبه کوه متوقف شد.

experienced hillwalkers know that preparation is essential for safe mountain travel.

پیاده روی کنندگان تجربه‌دار می‌دانند که آمادگی برای سفر امن در کوه‌ها ضروری است.

the hillwalker checked the weather forecast carefully before starting the climb.

پیاده روی کننده قبل از شروع صعود به دقت پیش‌بینی آب و هوا را بررسی کرد.

a team of hillwalkers became lost in heavy fog on the mountain trail.

یک گروه پیاده روی کنندگان در مسیر کوه‌پیمایی در گرمای گاز گرفتار شدند.

the injured hillwalker received first aid from a fellow hiker on the scene.

پیاده روی کننده زخمی از یک هم‌سال خود در محل حادثه کمک اولیه دریافت کرد.

winter hillwalkers require specialized equipment to handle harsh conditions.

پیاده روی کنندگان زمستانی نیاز به تجهیزات ویژه برای مقابله با شرایط سخت دارند.

the young hillwalker showed remarkable stamina during the steep climb.

پیاده روی کننده جوان در طول صعود شیب‌دار مقاومت بسیار خوبی نشان داد.

responsible hillwalkers always pack out their trash and protect the environment.

پیاده روی کنندگان مسئول همیشه زباله‌های خود را با خود برد و محیط را حفظ می‌کنند.

sunrise hillwalkers witnessed a breathtaking panorama from the mountain peak.

پیاده روی کنندگان صبح‌گشایی یک منظره خیره‌کننده از قله کوه را دیدند.

the veteran hillwalker taught newcomers essential wilderness survival skills.

پیاده روی کننده با سابقه مهارت‌های حیاتی بقای جنگل را به جدید‌ها آموزش داد.

hillwalkers from many countries visit scotland to enjoy the famous trails.

پیاده روی کنندگان از کشورهای مختلف به اسکاتلند می‌آیند تا از مسیرهای معروف لذت ببرند.

serious hillwalkers maintain peak fitness through regular training and exercise.

پیاده روی کنندگان جدی با تمرینات منظم و ورزش‌های منظم به حالت بدنی اوج دست یافته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید