hinkes

[ایالات متحده]/ˈhɪŋkɪz/
[بریتانیا]/ˈhɪŋkɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع hinke

جملات نمونه

i have some great hinkes for the project.

من چند ایده خوب برای پروژه دارم.

she shared her hinkes during the meeting.

او در جلسه ایده‌های خود را به اشتراک گذاشت.

we need to develop new hinkes to solve this problem.

ما نیاز داریم تا ایده‌های جدیدی برای حل این مشکل توسعه دهیم.

he always comes up with creative hinkes.

او همیشه ایده‌های خلاقانه‌ای می‌آورد.

the brainstorming session generated many hinkes.

جلسه فکر کردن گروهی بسیاری از ایده‌ها را به دست آورد.

they discussed several hinkes before making a decision.

قبل از تصمیم گیری، آن‌ها چند ایده را بحث کردند.

good hinkes are worth exploring thoroughly.

ایده‌های خوب ارزش دارند که به طور کامل مورد بررسی قرار گیرند.

i need to organize my hinkes before presenting them.

من قبل از ارائه آن‌ها نیاز دارم ایده‌هایم را سازماندهی کنم.

the workshop helped us explore different hinkes.

ورشکاری به ما کمک کرد تا ایده‌های مختلفی را مورد بررسی قرار دهیم.

she rejected his hinkes immediately.

او به طور فوری ایده‌های او را رد کرد.

we should consider all the hinkes on the table.

ما باید تمام ایده‌های روی میز را در نظر بگیریم.

his hinkes often challenge conventional thinking.

ایده‌های او اغلب فکر کردن متعارف را چالش می‌پذیرد.

bad hinkes should be filtered out early in the process.

ایده‌های بد باید در ابتدای فرآیند فیلتر شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید