greedy hoggarts
هوجارتهای گریزان
the hoggarts
هوجارتها
hoggarting around
در حال هوجارتزدن در اطراف
those hoggarts
این هوجارتها
hoggarted everything
همه چیز را هوجارتزدند
is hoggarting
در حال هوجارتزدن است
our little hoggarts
هوجارتهای کوچک ما
never hoggart again
دیگر هرگز هوجارتزدن نخواهد کرد
hungry hoggarts
هوجارتهای گرسنه
hoggarting down food
غذا را هوجارتمیزند
wild hoggarts roam the ancient forest at night, their glowing eyes piercing the darkness.
هگارتهای وحشی در جنگل باستانی در شب گریز میکنند، چشمان نورانی آنها تاریکی را نفوذ میکنند.
the villagers warn travelers about the fierce hoggarts that guard the mountain pass.
مردم روستا به سفرکردها هشدار میدهند که هگارتهای خشنی که مسیر کوه را دفاع میکنند.
legend says a massive herd of hoggarts once terrorized the northern kingdoms.
پیش گفتهها میگوید گلهای بزرگ از هگارتها یک زمانی کشورهای شمالی را درگیر خطر میکردند.
brave hunters track hoggarts through the dense wilderness, armed with silver spears.
شجاعانه شکارچیان هگارتها را در جنگل چگال با چرخهای نقرهای دنبال میکنند.
the hoggarts' den was discovered hidden beneath the mossy stones of the old ruins.
گوهرهای هگارتها زیر سنگهای چایگی یک باقیمانده قدیمی پیدا شد.
local farmers have lost numerous livestock to the aggressive hoggarts that lurk nearby.
کشاورزان محلی به دلیل هگارتهای متجاوز که در اطراف پنهان میشوند، چندین دستگاه دام از دست دادهاند.
ancient carvings depict legendary hoggarts battling alongside forgotten warriors.
نقوش باستانی هگارتهای معروف را در کنار جنگهای جنگجویان فراموش شده نشان میدهد.
the mysterious hoggarts vanish at dawn, retreating to their secret underground lair.
هگارتهای مرموز در آغاز روز از بین میروند، به سوی پناهگاه زیرزمینی مخفی خود بازگشت میکنند.
a dangerous pack of hoggarts moves silently through the misty marshes.
گروهی خطرناک از هگارتها به صمت از طریق مرزهای مهآلود حرکت میکنند.
wizards claim that hoggarts' bristles possess powerful magical properties.
جادوگران مدعی هستند که تارهای هگارتها خاصیت جادویی قدرتمندی دارند.
the foresters have set traps along the path to catch the roaming hoggarts.
چوبکاران در مسیر گُلهایی برای دستگیری هگارتهای گردشکننده قرار دادهاند.
elders say that feeding hoggarts after midnight brings terrible misfortune.
بزرگترینها میگویند که تغذیه هگارتها پس از نیمهشب بدشانسی فراوانی به همراه میآورد.
greedy hoggarts
هوجارتهای گریزان
the hoggarts
هوجارتها
hoggarting around
در حال هوجارتزدن در اطراف
those hoggarts
این هوجارتها
hoggarted everything
همه چیز را هوجارتزدند
is hoggarting
در حال هوجارتزدن است
our little hoggarts
هوجارتهای کوچک ما
never hoggart again
دیگر هرگز هوجارتزدن نخواهد کرد
hungry hoggarts
هوجارتهای گرسنه
hoggarting down food
غذا را هوجارتمیزند
wild hoggarts roam the ancient forest at night, their glowing eyes piercing the darkness.
هگارتهای وحشی در جنگل باستانی در شب گریز میکنند، چشمان نورانی آنها تاریکی را نفوذ میکنند.
the villagers warn travelers about the fierce hoggarts that guard the mountain pass.
مردم روستا به سفرکردها هشدار میدهند که هگارتهای خشنی که مسیر کوه را دفاع میکنند.
legend says a massive herd of hoggarts once terrorized the northern kingdoms.
پیش گفتهها میگوید گلهای بزرگ از هگارتها یک زمانی کشورهای شمالی را درگیر خطر میکردند.
brave hunters track hoggarts through the dense wilderness, armed with silver spears.
شجاعانه شکارچیان هگارتها را در جنگل چگال با چرخهای نقرهای دنبال میکنند.
the hoggarts' den was discovered hidden beneath the mossy stones of the old ruins.
گوهرهای هگارتها زیر سنگهای چایگی یک باقیمانده قدیمی پیدا شد.
local farmers have lost numerous livestock to the aggressive hoggarts that lurk nearby.
کشاورزان محلی به دلیل هگارتهای متجاوز که در اطراف پنهان میشوند، چندین دستگاه دام از دست دادهاند.
ancient carvings depict legendary hoggarts battling alongside forgotten warriors.
نقوش باستانی هگارتهای معروف را در کنار جنگهای جنگجویان فراموش شده نشان میدهد.
the mysterious hoggarts vanish at dawn, retreating to their secret underground lair.
هگارتهای مرموز در آغاز روز از بین میروند، به سوی پناهگاه زیرزمینی مخفی خود بازگشت میکنند.
a dangerous pack of hoggarts moves silently through the misty marshes.
گروهی خطرناک از هگارتها به صمت از طریق مرزهای مهآلود حرکت میکنند.
wizards claim that hoggarts' bristles possess powerful magical properties.
جادوگران مدعی هستند که تارهای هگارتها خاصیت جادویی قدرتمندی دارند.
the foresters have set traps along the path to catch the roaming hoggarts.
چوبکاران در مسیر گُلهایی برای دستگیری هگارتهای گردشکننده قرار دادهاند.
elders say that feeding hoggarts after midnight brings terrible misfortune.
بزرگترینها میگویند که تغذیه هگارتها پس از نیمهشب بدشانسی فراوانی به همراه میآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید