hogged

[ایالات متحده]/hɒgd/
[بریتانیا]/hɔɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قوسی یا منحنی، مانند در یک کشتی یا جاده

عبارات و ترکیب‌ها

hogged the spotlight

ربودن توجهات

hogged the road

ربودن جاده

hogged the resources

ربودن منابع

hogged the conversation

ربودن گفتگو

hogged the couch

ربودن مبل

hogged the attention

ربودن توجه

hogged the game

ربودن بازی

hogged the time

ربودن زمان

hogged the fun

ربودن تفریح

hogged the profits

ربودن سود

جملات نمونه

the big dog hogged the whole couch.

سگ بزرگ کل مبل را تصاحب کرد.

she hogged the bathroom for an hour.

او حمام را به مدت یک ساعت تصاحب کرد.

he hogged all the attention at the party.

او تمام توجهات را در مهمانی به خود اختصاص داد.

the kids hogged the video game console.

کودکان کنسول بازی ویدیویی را تصاحب کردند.

don't hog the snacks; share with everyone!

اسنک ها را تصاحب نکنید؛ با همه به اشتراک بگذارید!

she always hogs the conversation.

او همیشه گفتگو را به خود اختصاص می دهد.

the cat hogged the sunny spot on the floor.

گربه جای آفتابی روی زمین را تصاحب کرد.

he hogged the spotlight during the presentation.

او در طول ارائه، نور توجهات را به خود اختصاص داد.

the new employee hogged the best office.

کارمند جدید بهترین دفتر را تصاحب کرد.

they hogged the dance floor all night.

آنها تمام شب کف رقص را تصاحب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید