monopolized

[ایالات متحده]/məˈnɒpəlaɪzd/
[بریتانیا]/məˈnɑːpəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و participle گذشته monopolize; به طور انحصاری کنترل یا مالکیت داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

monopolized market

بازار تحت انحصار

monopolized resources

منابع تحت انحصار

monopolized power

قدرت تحت انحصار

monopolized industry

صنعت تحت انحصار

monopolized control

کنترل تحت انحصار

monopolized information

اطلاعات تحت انحصار

monopolized access

دسترسی تحت انحصار

monopolized technology

فناوری تحت انحصار

monopolized supply

تامین تحت انحصار

monopolized influence

تاثیرگذاری تحت انحصار

جملات نمونه

the company monopolized the market for years.

شرکت سال‌ها بازار را در انحصار داشت.

he monopolized the conversation at the party.

او فضای گفتگو را در مهمانی در انحصار داشت.

her talent for singing has monopolized the attention of the judges.

استعداد او در آواز باعث انحصار توجه داوران شده است.

the tech giant has monopolized the industry.

غول فناوری صنعت را در انحصار دارد.

his business strategy is to monopolize the local market.

استراتژی کسب و کار او انحصار بازار محلی است.

she felt that her ideas were monopolized by her colleagues.

او احساس کرد که ایده‌هایش توسط همکارانش در انحصار گرفته شده است.

the artist's work has monopolized the gallery's space.

کارهای هنرمند فضای گالری را در انحصار دارد.

they tried to monopolize the discussion on climate change.

آنها سعی کردند بحث در مورد تغییرات آب و هوایی را در انحصار بگیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید