hogging space
اشغال کردن فضا
hogging resources
اشغال کردن منابع
hogging attention
جذب کردن توجه
hogging the road
اشغال کردن جاده
hogging time
اشغال کردن وقت
hogging power
اشغال کردن قدرت
hogging the limelight
جذب کردن توجه رسانه ها
hogging bandwidth
اشغال کردن پهنای باند
hogging the show
تسلط بر برنامه
stop hogging the remote control during movie night.
لطفاً کنترل از راه دور را در طول شب فیلم تکدست نکنید.
he was hogging all the attention at the party.
او در مهمانی تمام توجه را به خود جلب کرد.
don't hog the conversation; let others speak too.
صحبت را تکدست نکنید؛ به دیگران هم اجازه صحبت کردن بدهید.
she tends to hog the best seat in the classroom.
او معمولاً بهترین صندلی را در کلاس درس تکدست میکند.
hogging the spotlight is not a good look.
تکدست کردن نورها ظاهر خوبی نیست.
my brother is always hogging the bathroom in the morning.
برادر من همیشه صبحها حمام را تکدست میکند.
he was hogging the last slice of pizza.
او آخرین تکه پیتزا را تکدست میکرد.
stop hogging the spotlight and share it with others.
تکدست کردن نورها را متوقف کنید و آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.
she felt frustrated by her friend hogging the group project.
او از اینکه دوستش پروژه گروهی را تکدست میکرد، ناامید شده بود.
hogging the resources can lead to conflicts.
تکدست کردن منابع میتواند منجر به درگیری شود.
hogging space
اشغال کردن فضا
hogging resources
اشغال کردن منابع
hogging attention
جذب کردن توجه
hogging the road
اشغال کردن جاده
hogging time
اشغال کردن وقت
hogging power
اشغال کردن قدرت
hogging the limelight
جذب کردن توجه رسانه ها
hogging bandwidth
اشغال کردن پهنای باند
hogging the show
تسلط بر برنامه
stop hogging the remote control during movie night.
لطفاً کنترل از راه دور را در طول شب فیلم تکدست نکنید.
he was hogging all the attention at the party.
او در مهمانی تمام توجه را به خود جلب کرد.
don't hog the conversation; let others speak too.
صحبت را تکدست نکنید؛ به دیگران هم اجازه صحبت کردن بدهید.
she tends to hog the best seat in the classroom.
او معمولاً بهترین صندلی را در کلاس درس تکدست میکند.
hogging the spotlight is not a good look.
تکدست کردن نورها ظاهر خوبی نیست.
my brother is always hogging the bathroom in the morning.
برادر من همیشه صبحها حمام را تکدست میکند.
he was hogging the last slice of pizza.
او آخرین تکه پیتزا را تکدست میکرد.
stop hogging the spotlight and share it with others.
تکدست کردن نورها را متوقف کنید و آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.
she felt frustrated by her friend hogging the group project.
او از اینکه دوستش پروژه گروهی را تکدست میکرد، ناامید شده بود.
hogging the resources can lead to conflicts.
تکدست کردن منابع میتواند منجر به درگیری شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید