hogging

[ایالات متحده]/ˈhɒɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɑːɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انحنا یا تحریف
v. مزاحم شدن یا مختل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hogging space

اشغال کردن فضا

hogging resources

اشغال کردن منابع

hogging attention

جذب کردن توجه

hogging the road

اشغال کردن جاده

hogging time

اشغال کردن وقت

hogging power

اشغال کردن قدرت

hogging the limelight

جذب کردن توجه رسانه ها

hogging bandwidth

اشغال کردن پهنای باند

hogging the show

تسلط بر برنامه

جملات نمونه

stop hogging the remote control during movie night.

لطفاً کنترل از راه دور را در طول شب فیلم تکدست نکنید.

he was hogging all the attention at the party.

او در مهمانی تمام توجه را به خود جلب کرد.

don't hog the conversation; let others speak too.

صحبت را تکدست نکنید؛ به دیگران هم اجازه صحبت کردن بدهید.

she tends to hog the best seat in the classroom.

او معمولاً بهترین صندلی را در کلاس درس تکدست می‌کند.

hogging the spotlight is not a good look.

تکدست کردن نورها ظاهر خوبی نیست.

my brother is always hogging the bathroom in the morning.

برادر من همیشه صبح‌ها حمام را تکدست می‌کند.

he was hogging the last slice of pizza.

او آخرین تکه پیتزا را تکدست می‌کرد.

stop hogging the spotlight and share it with others.

تکدست کردن نورها را متوقف کنید و آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.

she felt frustrated by her friend hogging the group project.

او از اینکه دوستش پروژه گروهی را تکدست می‌کرد، ناامید شده بود.

hogging the resources can lead to conflicts.

تکدست کردن منابع می‌تواند منجر به درگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید