hoik

[ایالات متحده]/hɔɪk/
[بریتانیا]/hɔɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ناگهانی افزایش یافتن؛ به طور ناگهانی بالا رفتن
Word Forms
جمعhoiks

عبارات و ترکیب‌ها

hoik it

هویک آن

hoik up

هویک بالا

hoik away

هویک دور

hoik out

هویک بیرون

hoik along

هویک در طول

hoik off

هویک خاموش

hoik down

هویک پایین

hoik back

هویک عقب

hoik over

هویک روی

hoik around

هویک اطراف

جملات نمونه

he decided to hoik the bag over his shoulder.

او تصمیم گرفت کیف را روی شانه‌اش بیاندازد.

she hoiked the heavy box onto the shelf.

او جعبه سنگین را روی قفسه انداخت.

they hoik their bikes up the hill every weekend.

آنها هر آخر هفته دوچرخه هایشان را بالای تپه می برند.

the fisherman hoiked the net out of the water.

ماهیگیر شبکه را از آب بیرون کشید.

after the game, he hoiked his equipment into the car.

بعد از بازی، او وسایلش را به داخل ماشین انداخت.

she hoiked herself up onto the ledge.

او خود را روی لبه بالا کشید.

he hoiked the curtain aside to let in more light.

او پرده را کنار زد تا نور بیشتری وارد شود.

they hoiked the sofa away from the wall for cleaning.

آنها برای تمیز کردن مبل را از دیوار دور کردند.

she hoiked her backpack onto her back before hiking.

او کوله‌پشتی خود را قبل از پیاده‌روی روی پشتش انداخت.

he hoiked his friend up the steep path.

او دوستش را در مسیر شیب‌دار بالا کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید