| جمع | hoiks |
hoik it
هویک آن
hoik up
هویک بالا
hoik away
هویک دور
hoik out
هویک بیرون
hoik along
هویک در طول
hoik off
هویک خاموش
hoik down
هویک پایین
hoik back
هویک عقب
hoik over
هویک روی
hoik around
هویک اطراف
he decided to hoik the bag over his shoulder.
او تصمیم گرفت کیف را روی شانهاش بیاندازد.
she hoiked the heavy box onto the shelf.
او جعبه سنگین را روی قفسه انداخت.
they hoik their bikes up the hill every weekend.
آنها هر آخر هفته دوچرخه هایشان را بالای تپه می برند.
the fisherman hoiked the net out of the water.
ماهیگیر شبکه را از آب بیرون کشید.
after the game, he hoiked his equipment into the car.
بعد از بازی، او وسایلش را به داخل ماشین انداخت.
she hoiked herself up onto the ledge.
او خود را روی لبه بالا کشید.
he hoiked the curtain aside to let in more light.
او پرده را کنار زد تا نور بیشتری وارد شود.
they hoiked the sofa away from the wall for cleaning.
آنها برای تمیز کردن مبل را از دیوار دور کردند.
she hoiked her backpack onto her back before hiking.
او کولهپشتی خود را قبل از پیادهروی روی پشتش انداخت.
he hoiked his friend up the steep path.
او دوستش را در مسیر شیبدار بالا کشید.
hoik it
هویک آن
hoik up
هویک بالا
hoik away
هویک دور
hoik out
هویک بیرون
hoik along
هویک در طول
hoik off
هویک خاموش
hoik down
هویک پایین
hoik back
هویک عقب
hoik over
هویک روی
hoik around
هویک اطراف
he decided to hoik the bag over his shoulder.
او تصمیم گرفت کیف را روی شانهاش بیاندازد.
she hoiked the heavy box onto the shelf.
او جعبه سنگین را روی قفسه انداخت.
they hoik their bikes up the hill every weekend.
آنها هر آخر هفته دوچرخه هایشان را بالای تپه می برند.
the fisherman hoiked the net out of the water.
ماهیگیر شبکه را از آب بیرون کشید.
after the game, he hoiked his equipment into the car.
بعد از بازی، او وسایلش را به داخل ماشین انداخت.
she hoiked herself up onto the ledge.
او خود را روی لبه بالا کشید.
he hoiked the curtain aside to let in more light.
او پرده را کنار زد تا نور بیشتری وارد شود.
they hoiked the sofa away from the wall for cleaning.
آنها برای تمیز کردن مبل را از دیوار دور کردند.
she hoiked her backpack onto her back before hiking.
او کولهپشتی خود را قبل از پیادهروی روی پشتش انداخت.
he hoiked his friend up the steep path.
او دوستش را در مسیر شیبدار بالا کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید