honouring

[ایالات متحده]/'ɒnə/
[بریتانیا]/ˈɑnɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افتخار؛ احترام؛ مدال
vt. احترام گذاشتن؛ قبول کردن؛ قبول کردن برات

عبارات و ترکیب‌ها

honourable

معتبر

honour and respect

افتخار و احترام

pride and honour

افتخار و غرور

honourable mention

اشاره قابل تقدیر

in honour of

به افتخار

have the honour

افتخار داشتن

in one's honour

به افتخار کسی

man of honour

مردی با شرافت

guard of honour

گارد افتخاری

جملات نمونه

they are on their honour as gentlemen not to cheat.

آنها به عنوان مردان شریف متعهد هستند که فریب نخورند.

the honour of one's name

افتخار نام یک شخص

you are an honour to our profession.

شما افتخار حرفه ما هستید.

it has been an honour to have you.

افتخار داشتیم که شما را داشتیم.

a first-class honours degree.

یک مدرک افتخاری با درجه یک.

a dinner given in honour of an American diplomat.

جشنی که به افتخار یک دیپلمات آمریکایی برگزار شد.

the honour of being horse of the year.

افتخار اینکه مادیوی سال باشند.

a shoddy misuse of the honours system.

سوء استفاده نامناسب از سیستم افتخارات.

I am a man of honour, Signor.

من مردی با شرافت هستم، جناب آقای.

honour thy father and thy mother.

والدین خود را گرامی بدارید.

the theme of honour underpinning the two books.

موضوع شرافت که زیربنای دو کتاب است.

Will you honour me with a visit?

آیا مرا با یک بازدید گرامی می دارید؟

The bank will not always honour your debts.

بانک همیشه بدهی های شما را پرداخت نخواهد کرد.

I esteem it an honour to attend this meeting.

افتخار می کنم که در این جلسه شرکت کنم.

A commemorative medal was struck in honour of the event.

یک مدال یادبود به افتخار این رویداد ضرب شد.

I’m honoured to meet you,your lordship.

افتخار ملاقات با شما را دارم، پروردگاری شما.

نمونه‌های واقعی

Turner, meanwhile, had been granted a great honour.

در همین حال، ترنر مورد لطف و احترام فراوانی قرار گرفته بود.

منبع: The Power of Art - Joseph Mallord William Turner

It's a real honour to have you here.

افتخار بزرگی است که شما اینجا هستید.

منبع: BBC Listening December 2014 Collection

Just having you sit here is a great honour!

فقط حضور شما در اینجا یک افتخار بزرگ است!

منبع: New Curriculum Standard People's Education Edition High School English (Compulsory 3)

You do me too much honour, said Holmes, gravely.

شما بیش از حد به من احترام می گذارید، گفت هولمز، با جدیت.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

It's a gala, in the Stag's honour.

این یک جشن است، به افتخار گوزن.

منبع: Lost Girl Season 2

But I have enough honour not to tell that lie.

اما من به اندازه کافی افتخار دارم که آن دروغ را نگوییم.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

Herbie Hancock, is one of five artists being honoured for contributions to American culture.

هرابی هانکاک، یکی از پنج هنرمندی است که به خاطر سهم خود در فرهنگ آمریکا مورد تقدیر قرار گرفته است.

منبع: NPR News December 2013 Compilation

That would be an absolute honour.

این یک افتخار بزرگ خواهد بود.

منبع: BBC documentary "Chinese New Year"

This, sir, is indeed an honour.

این، جناب، واقعاً یک افتخار است.

منبع: The Truman Show Selected Works

It will be an honour, sir.

این یک افتخار خواهد بود، جناب.

منبع: Mr. Bean's Holiday Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید