soft hoofbeat
نرما کوبش سم
loud hoofbeat
بلند کوبش سم
echoing hoofbeat
کوبش سمی که پژواک دارد
steady hoofbeat
کوبش سمی ثابت
fading hoofbeat
کوبش سمی محو شونده
distant hoofbeat
کوبش سمی دوردست
quick hoofbeat
کوبش سمی سریع
heavy hoofbeat
کوبش سمی سنگین
rhythmic hoofbeat
کوبش سمی ریتمیک
thundering hoofbeat
کوبش سمی رعدآسا
the sound of hoofbeats echoed through the valley.
صدای سم اسبها در دره طنینانداز بود.
she could hear the hoofbeats approaching from a distance.
او میتوانست صدای سم اسبها را از دور شنود کند.
the hoofbeats signaled the arrival of the cavalry.
صدای سم اسبها نشاندهنده رسیدن سوارکاران بود.
he loved the rhythmic sound of hoofbeats on the dirt road.
او صدای ریتمیک سم اسبها را روی جاده خاکی دوست داشت.
as the hoofbeats grew louder, she felt a rush of excitement.
همانطور که صدای سم اسبها بلندتر میشد، او احساس هیجان کرد.
the hoofbeats of the horses created a beautiful symphony.
صدای سم اسبها سمفونی زیبایی را ایجاد کرد.
he could distinguish the hoofbeats of different breeds of horses.
او میتوانست صدای سم اسبهای نژادهای مختلف را تشخیص دهد.
the hoofbeats faded away as they rode into the sunset.
با اینکه آنها به سمت غروب سوار شدند، صدای سم اسبها محو شد.
in the quiet night, the only sound was the hoofbeats of the lone rider.
در شب آرام، تنها صدایی که شنیده میشد صدای سم اسب سوار تنها بود.
the hoofbeats reminded her of her childhood days spent on the farm.
صدای سم اسبها او را به روزهای کودکیاش که روی مزرعه سپری کرده بود، یادآوری میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید