hoofbeat

[ایالات متحده]/ˈhuːfbiːt/
[بریتانیا]/ˈhuːfbit/

ترجمه

n. صدای سم‌ها که به زمین برخورد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

soft hoofbeat

نرما کوبش سم

loud hoofbeat

بلند کوبش سم

echoing hoofbeat

کوبش سمی که پژواک دارد

steady hoofbeat

کوبش سمی ثابت

fading hoofbeat

کوبش سمی محو شونده

distant hoofbeat

کوبش سمی دوردست

quick hoofbeat

کوبش سمی سریع

heavy hoofbeat

کوبش سمی سنگین

rhythmic hoofbeat

کوبش سمی ریتمیک

thundering hoofbeat

کوبش سمی رعدآسا

جملات نمونه

the sound of hoofbeats echoed through the valley.

صدای سم اسب‌ها در دره طنین‌انداز بود.

she could hear the hoofbeats approaching from a distance.

او می‌توانست صدای سم اسب‌ها را از دور شنود کند.

the hoofbeats signaled the arrival of the cavalry.

صدای سم اسب‌ها نشان‌دهنده رسیدن سوارکاران بود.

he loved the rhythmic sound of hoofbeats on the dirt road.

او صدای ریتمیک سم اسب‌ها را روی جاده خاکی دوست داشت.

as the hoofbeats grew louder, she felt a rush of excitement.

همانطور که صدای سم اسب‌ها بلندتر می‌شد، او احساس هیجان کرد.

the hoofbeats of the horses created a beautiful symphony.

صدای سم اسب‌ها سمفونی زیبایی را ایجاد کرد.

he could distinguish the hoofbeats of different breeds of horses.

او می‌توانست صدای سم اسب‌های نژادهای مختلف را تشخیص دهد.

the hoofbeats faded away as they rode into the sunset.

با اینکه آنها به سمت غروب سوار شدند، صدای سم اسب‌ها محو شد.

in the quiet night, the only sound was the hoofbeats of the lone rider.

در شب آرام، تنها صدایی که شنیده می‌شد صدای سم اسب سوار تنها بود.

the hoofbeats reminded her of her childhood days spent on the farm.

صدای سم اسب‌ها او را به روزهای کودکی‌اش که روی مزرعه سپری کرده بود، یادآوری می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید