hoofing it
قدم زدن
hoofing around
چرتك زدن
hoofing home
رفتن به خانه
hoofing back
بازگشتن
hoofing down
رفتن به سمت پایین
hoofing off
رفتن
hoofing it up
شاد بودن
hoofing fast
سریع قدم زدن
hoofing together
همراه با قدم زدن
hoofing away
دور رفتن
he spent the whole day hoofing it around the city.
او تمام روز را در شهر قدم زد.
after hoofing for hours, we finally found a nice café.
بعد از ساعتها قدم زدن، بالاخره یک کافه خوب پیدا کردیم.
hoofing it to work is a great way to stay fit.
قدم زدن به محل کار راهی عالی برای تناسب اندام است.
she enjoys hoofing through the countryside on weekends.
او از قدم زدن در مناطق روستایی در آخر هفته لذت می برد.
hoofing around the park is a relaxing way to spend the afternoon.
قدم زدن در پارک راهی آرام برای گذراندن بعد از ظهر است.
they were hoofing it home after the concert ended.
بعد از پایان کنسرت، آنها به خانه قدم زدند.
hoofing it during the summer can be quite enjoyable.
قدم زدن در تابستان می تواند بسیار لذت بخش باشد.
he prefers hoofing it instead of taking the bus.
او ترجیح می دهد به جای سوار شدن اتوبوس، قدم بزند.
hoofing it with friends makes the journey more fun.
قدم زدن با دوستان سفر را سرگرم کننده تر می کند.
she got lost while hoofing around the city streets.
او در حین قدم زدن در خیابان های شهر گم شد.
hoofing it
قدم زدن
hoofing around
چرتك زدن
hoofing home
رفتن به خانه
hoofing back
بازگشتن
hoofing down
رفتن به سمت پایین
hoofing off
رفتن
hoofing it up
شاد بودن
hoofing fast
سریع قدم زدن
hoofing together
همراه با قدم زدن
hoofing away
دور رفتن
he spent the whole day hoofing it around the city.
او تمام روز را در شهر قدم زد.
after hoofing for hours, we finally found a nice café.
بعد از ساعتها قدم زدن، بالاخره یک کافه خوب پیدا کردیم.
hoofing it to work is a great way to stay fit.
قدم زدن به محل کار راهی عالی برای تناسب اندام است.
she enjoys hoofing through the countryside on weekends.
او از قدم زدن در مناطق روستایی در آخر هفته لذت می برد.
hoofing around the park is a relaxing way to spend the afternoon.
قدم زدن در پارک راهی آرام برای گذراندن بعد از ظهر است.
they were hoofing it home after the concert ended.
بعد از پایان کنسرت، آنها به خانه قدم زدند.
hoofing it during the summer can be quite enjoyable.
قدم زدن در تابستان می تواند بسیار لذت بخش باشد.
he prefers hoofing it instead of taking the bus.
او ترجیح می دهد به جای سوار شدن اتوبوس، قدم بزند.
hoofing it with friends makes the journey more fun.
قدم زدن با دوستان سفر را سرگرم کننده تر می کند.
she got lost while hoofing around the city streets.
او در حین قدم زدن در خیابان های شهر گم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید