hoofing

[ایالات متحده]/ˈhuːfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhuːfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال حاضر hoof

عبارات و ترکیب‌ها

hoofing it

قدم زدن

hoofing around

چرتك زدن

hoofing home

رفتن به خانه

hoofing back

بازگشتن

hoofing down

رفتن به سمت پایین

hoofing off

رفتن

hoofing it up

شاد بودن

hoofing fast

سریع قدم زدن

hoofing together

همراه با قدم زدن

hoofing away

دور رفتن

جملات نمونه

he spent the whole day hoofing it around the city.

او تمام روز را در شهر قدم زد.

after hoofing for hours, we finally found a nice café.

بعد از ساعت‌ها قدم زدن، بالاخره یک کافه خوب پیدا کردیم.

hoofing it to work is a great way to stay fit.

قدم زدن به محل کار راهی عالی برای تناسب اندام است.

she enjoys hoofing through the countryside on weekends.

او از قدم زدن در مناطق روستایی در آخر هفته لذت می برد.

hoofing around the park is a relaxing way to spend the afternoon.

قدم زدن در پارک راهی آرام برای گذراندن بعد از ظهر است.

they were hoofing it home after the concert ended.

بعد از پایان کنسرت، آنها به خانه قدم زدند.

hoofing it during the summer can be quite enjoyable.

قدم زدن در تابستان می تواند بسیار لذت بخش باشد.

he prefers hoofing it instead of taking the bus.

او ترجیح می دهد به جای سوار شدن اتوبوس، قدم بزند.

hoofing it with friends makes the journey more fun.

قدم زدن با دوستان سفر را سرگرم کننده تر می کند.

she got lost while hoofing around the city streets.

او در حین قدم زدن در خیابان های شهر گم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید