hornswoggle

[ایالات متحده]/ˈhɔːnswɒɡl/
[بریتانیا]/ˈhɔrnˌswɑɡəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فریب دادن یا تقلب کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردhornswoggles
صفت یا فعل حال استمراریhornswoggling
زمان گذشتهhornswoggled
قسمت سوم فعلhornswoggled

عبارات و ترکیب‌ها

hornswoggle someone

فریب دادن کسی

hornswoggle the truth

حقیقت را فریب دادن

hornswoggle your friends

دوستان خود را فریب دادن

hornswoggle the audience

تماشاچیان را فریب دادن

hornswoggle a deal

یک معامله را فریب دادن

hornswoggle the system

سیستم را فریب دادن

hornswoggle the competition

رقابت را فریب دادن

hornswoggle the boss

رئیس را فریب دادن

hornswoggle a player

یک بازیکن را فریب دادن

hornswoggle the public

عموم مردم را فریب دادن

جملات نمونه

don't let him hornswoggle you into thinking he's telling the truth.

نذار گولش کنی و فکر کنی حقیقت رو می‌گه.

she tried to hornswoggle her way into the exclusive party.

او سعی کرد با فریب وارد مهمانی انحصاری شود.

he was hornswoggled into signing a bad contract.

او فریب خورد و قرارداد بدی امضا کرد.

they hornswoggled the investors with false promises.

آنها سرمایه‌گذاران را با وعده‌های دروغین فریب دادند.

don't let anyone hornswoggle you out of your money.

نذار کسی با فریب پولت رو ازت بگیره.

she was hornswoggled by a slick salesman.

او توسط یک فروشنده زیرک فریب خورد.

he has a knack for hornswoggling people.

او استعداد فریب دادن مردم را دارد.

the magician's tricks hornswoggled the audience.

ترفندهای شعبده باز تماشاچیان را فریب داد.

they tried to hornswoggle me with their elaborate scheme.

آنها سعی کردند با طرح پیچیده خود مرا فریب دهند.

don't be hornswoggled by their charming smiles.

به لبخندهای دلنشین آنها فریب نخور.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید