terrors

[ایالات متحده]/[ˈterəz]/
[بریتانیا]/[ˈterərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که خوف یا وحشت ایجاد می‌کنند؛ احساس وحشت شدید؛ شخص یا چیزی که وحشت ایجاد می‌کند
v. ایجاد کردن خوف شدید؛ باعث وحشت شدن

عبارات و ترکیب‌ها

night terrors

ترورهای شب

facing terrors

مقابله با ترورها

inner terrors

ترورهای داخلی

avoided terrors

ترورهای اجتناب شده

such terrors

چنین ترورهایی

future terrors

ترورهای آینده

unleashed terrors

ترورهای آزاد شده

past terrors

ترورهای گذشته

daily terrors

ترورهای روزانه

faced terrors

ترورهای مواجه شده

جملات نمونه

the movie explored the psychological terrors of isolation.

فیلم به ترس‌های روانی انزوا را بررسی کرد.

we faced numerous terrors during our journey through the jungle.

ما در طی سفرمان در جنگل با ترس‌های زیادی مواجه شدیم.

the children were kept safe from the terrors of the storm.

کودکان از ترس‌های باران جلوگیری شد.

he warned her about the terrors lurking in the shadows.

او به او هشدار داد که ترس‌هایی در سایه‌ها پنهان شده‌اند.

the news report detailed the terrors of the earthquake.

گزارش خبری جزئیات ترس‌های زلزله را توضیح داد.

the novel depicts the terrors of a dystopian future.

رومان ترس‌های آینده‌ای دیستوپیک را نمایش می‌دهد.

she shuddered, remembering the terrors of the past.

او لرزید، یادآوری ترس‌های گذشته را داشت.

the speaker highlighted the everyday terrors of poverty.

سخنران ترس‌های روزمره فقر را تاکید کرد.

the play aimed to expose the terrors of war.

نمایشگاه به منظور آشکار کردن ترس‌های جنگ طراحی شد.

the scientists researched the terrors of climate change.

دانشمندان ترس‌های تغییرات اقلیمی را مورد مطالعه قرار دادند.

the story built suspense, playing on the reader's terrors.

داستان انتظار را ایجاد کرد، با استفاده از ترس‌های خواننده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید