hotnesses

[ایالات متحده]/ˈhɒtnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈhɑːtnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت گرم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

various hotnesses

گرماهای مختلف

different hotnesses

گرماهای متفاوت

extreme hotnesses

گرماهای شدید

high hotnesses

گرماهای زیاد

low hotnesses

گرماهای کم

varying hotnesses

گرماهای متغیر

intense hotnesses

گرماهای شدید

measured hotnesses

گرماهای سنجیده شده

perceived hotnesses

گرماهای درک شده

subjective hotnesses

گرماهای ذهنی

جملات نمونه

the hotnesses of different peppers can vary significantly.

شدت تند بودن انواع فلفل‌ها می‌تواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد.

some people enjoy the hotnesses of spicy foods.

برخی از افراد از تند بودن غذاهای تند لذت می‌برند.

the chef experimented with various hotnesses in his new dish.

سرآشپز با تندی‌های مختلف در غذای جدید خود آزمایش کرد.

hotnesses can be measured using the scoville scale.

می‌توان تندی‌ها را با استفاده از مقیاس اسکوویل اندازه‌گیری کرد.

people have different tolerances for hotnesses in food.

افراد تحمل متفاوتی نسبت به تندی غذا دارند.

he enjoys testing the hotnesses of various sauces.

او از آزمایش تندی سس‌های مختلف لذت می‌برد.

the hotnesses of chili peppers can enhance the flavor of dishes.

تندی فلفل‌های چیلی می‌تواند طعم غذاها را افزایش دهد.

some cultures embrace higher hotnesses in their cuisines.

برخی از فرهنگ‌ها تندی‌های بالاتر را در غذاهای خود می‌پذیرند.

she prefers milder hotnesses in her meals.

او ترجیح می‌دهد غذاهایش تندتر نباشند.

understanding the hotnesses of ingredients is crucial for cooking.

درک تندی مواد لازم برای آشپزی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید