| جمع | housefuls |
a houseful of Victorian furniture; a houseful of guests.
یک خانه پر از مبلمان ویکتوریایی؛ یک خانه پر از مهمان.
The theater was houseful for the opening night.
تئاتر در شب افتتاح پر از تماشاچی بود.
We had a houseful of guests for the holiday party.
ما مهمانان زیادی برای مهمانی تعطیلات داشتیم.
The restaurant was houseful during lunchtime rush.
رستوران در ساعات ناهار پر از مشتری بود.
They had a houseful of kids running around the backyard.
آنها بچههای زیادی داشتند که در حیاط پشتی بازی میکردند.
The hotel was houseful due to the conference in town.
به دلیل کنفرانس در شهر، هتل پر بود.
The store was houseful with shoppers looking for Black Friday deals.
فروشگاه پر از خریدارانی بود که به دنبال معاملات جمعه سیاه بودند.
The concert was houseful with fans eager to see their favorite band.
کنسرت پر از طرفدارانی بود که مشتاق دیدن گروه مورد علاقه خود بودند.
The museum was houseful with tourists on a busy weekend.
موزه در یک آخر هفته شلوغ پر از گردشگر بود.
The party was houseful of laughter and music.
مهمانی پر از خنده و موسیقی بود.
The stadium was houseful for the championship game.
استادیوم برای بازی قهرمانی پر بود.
a houseful of Victorian furniture; a houseful of guests.
یک خانه پر از مبلمان ویکتوریایی؛ یک خانه پر از مهمان.
The theater was houseful for the opening night.
تئاتر در شب افتتاح پر از تماشاچی بود.
We had a houseful of guests for the holiday party.
ما مهمانان زیادی برای مهمانی تعطیلات داشتیم.
The restaurant was houseful during lunchtime rush.
رستوران در ساعات ناهار پر از مشتری بود.
They had a houseful of kids running around the backyard.
آنها بچههای زیادی داشتند که در حیاط پشتی بازی میکردند.
The hotel was houseful due to the conference in town.
به دلیل کنفرانس در شهر، هتل پر بود.
The store was houseful with shoppers looking for Black Friday deals.
فروشگاه پر از خریدارانی بود که به دنبال معاملات جمعه سیاه بودند.
The concert was houseful with fans eager to see their favorite band.
کنسرت پر از طرفدارانی بود که مشتاق دیدن گروه مورد علاقه خود بودند.
The museum was houseful with tourists on a busy weekend.
موزه در یک آخر هفته شلوغ پر از گردشگر بود.
The party was houseful of laughter and music.
مهمانی پر از خنده و موسیقی بود.
The stadium was houseful for the championship game.
استادیوم برای بازی قهرمانی پر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید