huck

[ایالات متحده]/hʌk/
[بریتانیا]/hʌk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه‌ای زبر از کتان یا کتان؛ پارچه کتان یا کتان شل و زبر
Word Forms
جمعhucks

عبارات و ترکیب‌ها

huck it

پرتابش کن

huck a ride

پرتاب یک سفر

huck your stuff

وسایل خود را پرتاب کن

huck the ball

توپ را پرتاب کن

huck a joke

پرتاب یک شوخی

huck it away

آن را دور پرتاب کن

huck for fun

برای سرگرمی پرتاب کن

huck the trash

زباله را پرتاب کن

huck a party

پرتاب یک مهمانی

huck your dreams

رویاهای خود را پرتاب کن

جملات نمونه

he tried to huck the old furniture at the garage sale.

او تلاش کرد تا وسایل قدیمی را در حراجی بفروشد.

she decided to huck her old clothes to charity.

او تصمیم گرفت لباس‌های قدیمی خود را به خیریه اهدا کند.

they plan to huck their used books online.

آنها قصد دارند کتاب‌های دست دوم خود را به صورت آنلاین بفروشند.

he loves to huck his homemade crafts at local markets.

او عاشق فروش صنایع دستی خانگی خود در بازارهای محلی است.

she managed to huck a few items before the event ended.

او قبل از پایان رویداد موفق شد چند مورد را بفروشد.

we need to huck these extra supplies to make space.

ما باید این لوازم اضافی را بفروشیم تا فضای بیشتری داشته باشیم.

he always finds a way to huck his unwanted gifts.

او همیشه راهی برای فروش هدایای ناخواسته خود پیدا می‌کند.

she decided to huck her bicycle after buying a new one.

او پس از خرید دوچرخه جدید تصمیم گرفت دوچرخه قدیمی خود را بفروشد.

they often huck their old electronics at swap meets.

آنها اغلب وسایل الکترونیکی قدیمی خود را در نمایشگاه مبادله می‌فروشند.

it's time to huck those outdated clothes from your closet.

وقت آن است که آن لباس‌های قدیمی را از کمد خود بفروشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید