overcoming hurdles
غَلبه بر موانع
facing hurdles
مواجهه با موانع
jumping hurdles
پريدن از موانع
hurdles ahead
موانع پیش رو
hurdles to clear
موانعی که باید از بين بروند
hurdles in life
موانع زندگی
small hurdles
موانع کوچک
big hurdles
موانع بزرگ
common hurdles
موانع رایج
mental hurdles
موانع ذهنی
she overcame many hurdles to achieve her dreams.
او برای رسیدن به رویاهایش بر بسیاری از موانع غلبه کرد.
they faced several hurdles during the project.
آنها در طول پروژه با چندین مانع روبرو شدند.
learning a new language can come with its own hurdles.
یادگیری یک زبان جدید می تواند با مشکلات خاص خود همراه باشد.
the athlete trained hard to clear the hurdles.
ورزشکار برای عبور از موانع سخت تمرین کرد.
we need to find solutions to these hurdles.
ما باید راه حلی برای این موانع پیدا کنیم.
his experience helped him navigate the hurdles in his career.
تجربه او به او کمک کرد تا بر موانع شغلی خود غلبه کند.
there are many hurdles in starting a new business.
راهاندازی یک کسب و کار جدید دارای بسیاری از موانع است.
she jumped over the hurdles with ease.
او به راحتی از روی موانع پرید.
we must address the hurdles in our communication.
ما باید به مشکلاتی که در ارتباطات ما وجود دارد رسیدگی کنیم.
the team worked together to overcome the hurdles.
تیم برای غلبه بر موانع با هم همکاری کردند.
overcoming hurdles
غَلبه بر موانع
facing hurdles
مواجهه با موانع
jumping hurdles
پريدن از موانع
hurdles ahead
موانع پیش رو
hurdles to clear
موانعی که باید از بين بروند
hurdles in life
موانع زندگی
small hurdles
موانع کوچک
big hurdles
موانع بزرگ
common hurdles
موانع رایج
mental hurdles
موانع ذهنی
she overcame many hurdles to achieve her dreams.
او برای رسیدن به رویاهایش بر بسیاری از موانع غلبه کرد.
they faced several hurdles during the project.
آنها در طول پروژه با چندین مانع روبرو شدند.
learning a new language can come with its own hurdles.
یادگیری یک زبان جدید می تواند با مشکلات خاص خود همراه باشد.
the athlete trained hard to clear the hurdles.
ورزشکار برای عبور از موانع سخت تمرین کرد.
we need to find solutions to these hurdles.
ما باید راه حلی برای این موانع پیدا کنیم.
his experience helped him navigate the hurdles in his career.
تجربه او به او کمک کرد تا بر موانع شغلی خود غلبه کند.
there are many hurdles in starting a new business.
راهاندازی یک کسب و کار جدید دارای بسیاری از موانع است.
she jumped over the hurdles with ease.
او به راحتی از روی موانع پرید.
we must address the hurdles in our communication.
ما باید به مشکلاتی که در ارتباطات ما وجود دارد رسیدگی کنیم.
the team worked together to overcome the hurdles.
تیم برای غلبه بر موانع با هم همکاری کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید