hurtled

[ایالات متحده]/ˈhɜːtld/
[بریتانیا]/ˈhɜrtəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با سرعت بالا حرکت کرد یا باعث حرکت شد

عبارات و ترکیب‌ها

hurtled down

به سمت پایین حرکت کرد

hurtled forward

به جلو حرکت کرد

hurtled past

از کنار حرکت کرد

hurtled away

دور شد

hurtled through

از میان عبور کرد

hurtled off

به بیرون حرکت کرد

hurtled back

به عقب بازگشت

hurtled into

وارد شد

hurtled around

به دور و بر حرکت کرد

hurtled above

بالا حرکت کرد

جملات نمونه

the car hurtled down the highway at breakneck speed.

خودرو با سرعت سرسام‌آور در بزرگراه به حرکت ادامه داد.

she hurtled herself into the project with enthusiasm.

او با اشتیاق خود را وقف پروژه کرد.

the ball hurtled past the goalkeeper into the net.

توپ از کنار دروازه‌بان وارد شبکه شد.

the train hurtled through the dark tunnel.

قطار با سرعت از میان تونل تاریک عبور کرد.

he hurtled down the slope on his skateboard.

او با اسکیت‌بورد خود در سرازیری حرکت کرد.

the rocket hurtled into space, leaving a trail of smoke.

راکت به فضا شلیک شد و ردپای دود از خود به جا گذاشت.

the children hurtled down the slide at the playground.

کودکان با سرعت از سرسره پارک بازی پایین آمدند.

time hurtled by as they enjoyed their vacation.

زمان به سرعت سپری شد در حالی که از تعطیلات خود لذت می‌بردند.

the storm clouds hurtled towards the town.

ابر‌های طوفانی با سرعت به سمت شهر حرکت کردند.

he hurtled through the crowd to catch the bus.

او برای گرفتن اتوبوس از میان جمعیت عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید