whizzed

[ایالات متحده]/[wɪːzd]/
[بریتانیا]/[wɪːzd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت حرکت کردن یا سفر کردن؛ سریع عبور کردن یا رفتن؛ انجام دادن یک کار به سرعت و با کارایی.

عبارات و ترکیب‌ها

whizzed by

با سرعت عبور کرد

she whizzed

او با سرعت عبور کرد

whizzed past

کنار آن با سرعت عبور کرد

they whizzed

آنها با سرعت عبور کردند

quickly whizzed

به سرعت با سرعت عبور کرد

he whizzed in

او وارد شد با سرعت

whizzing around

با سرعت در حال چرخیدن

whizzed out

بیرون رفت با سرعت

car whizzed

ماشین با سرعت عبور کرد

whizzed ahead

جلوتر رفت با سرعت

جملات نمونه

the train whizzed past the station at incredible speed.

قطار با سرعت باورنکردنی از کنار ایستگاه عبور کرد.

she whizzed through the report, eager to finish.

او با اشتیاق برای اتمام، گزارش را سریع مرور کرد.

he whizzed around the corner on his skateboard.

او با اسکیت‌بوردش دور پیچ چرخید.

the data whizzed across the screen in a blur.

داده‌ها به سرعت روی صفحه نمایش محو شدند.

the chef whizzed around the kitchen, preparing dinner.

سرآشپز با سرعت در آشپزخانه مشغول آماده کردن شام بود.

the new app whizzed through the calculations in seconds.

برنامه جدید محاسبات را در عرض چند ثانیه انجام داد.

the hummingbird whizzed between the flowers.

کلاغ‌پر با سرعت بین گل‌ها پرواز کرد.

the car whizzed up the hill with ease.

ماشین به راحتی با سرعت به بالای تپه رفت.

he whizzed by me in the hallway without saying hello.

او بدون گفتن سلام از کنار من در راهرو گذشت.

the email whizzed into my inbox this morning.

ایمیل امروز صبح وارد صندوق ورودی من شد.

the athlete whizzed around the track during training.

ورزشکار در طول تمرین با سرعت دور پیست چرخید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید