hutzpahs

[ایالات متحده]/ˈhʌtspə/
[بریتانیا]/ˈhʌtspə/

ترجمه

n. بی‌شرمی؛ جسارت؛ پررویی؛ جرات

عبارات و ترکیب‌ها

real hutzpah

chutzpah واقعی

sheer hutzpah

chutzpah محض

hutzpah attitude

حرفه‌ای‌گری hutzpah

hutzpah move

حرکت hutzpah

hutzpah factor

عامل hutzpah

hutzpah style

سبک hutzpah

hutzpah moment

لحظه hutzpah

hutzpah play

بازی hutzpah

hutzpah spirit

روح hutzpah

hutzpah flair

ظرافت hutzpah

جملات نمونه

she had the hutzpah to ask for a raise after only three months.

او جسارت درخواست افزایش حقوق پس از تنها سه ماه را داشت.

it takes a lot of hutzpah to start your own business.

برای شروع کسب و کار خود به مقدار زیادی جسارت نیاز است.

his hutzpah impressed everyone at the meeting.

جسارت او همه را در جلسه تحت تاثیر قرار داد.

she showed her hutzpah by challenging the status quo.

او با به چالش کشیدن وضعیت موجود، جسارت خود را نشان داد.

with a little hutzpah, you can achieve your dreams.

با کمی جسارت، می توانید به اهداف خود برسید.

his hutzpah in negotiations led to a better deal.

جسارت او در مذاکرات منجر به یک معامله بهتر شد.

she approached the problem with hutzpah and creativity.

او با جسارت و خلاقیت به حل مشکل پرداخت.

it was pure hutzpah to confront the ceo directly.

این یک جسارت محض بود که مدیرعامل را به طور مستقیم مواجه کرد.

his hutzpah allowed him to take risks others wouldn't.

جسارت او به او اجازه داد ریسک هایی را که دیگران نمی گرفتند انجام دهد.

she had the hutzpah to speak her mind in front of the crowd.

او جسارت داشت در مقابل جمعیت حرف خود را بیان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید