hyper

[ایالات متحده]/'haɪpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت هیجان‌زده یا عصبی; بسیار تنش‌زا
n. یک فعال رسانه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

hyperactive

بیش‌فعال

hypertension

فشار خون بالا

hyperlink

پیوند

hyperbole

مبالغه

hypercritical

بسیار انتقادگر

hypermarket

هایپرمارکت

hyperthyroidism

پرکاری تیروئید

hyperextend

بسیار کشش دادن

hyperawareness

آگاهی بیش از حد

جملات نمونه

Then he brings out a hyper-Kantian subjectivist aesthetic theory.

سپس او یک نظریه زیبایی شناسی موضوع‌گرای فوق‌کانتی ارائه می‌دهد.

It demonstrated that mast cell degranulation plays a role in anti-hyper algesia produced by acupuncture.

این نشان داد که رهش سلول‌های ماستی در نقش ضد-هایپرآلژی تولید شده توسط طب سوزنی نقش دارد.

Trees of the family Dipterocarpaceae dominate the canopy and emergent layers of the hyper-diverse, aseasonal, humid lowland tropical forests of Southeast Asia.

درختان خانواده دیپتروکارپاسه سقف و لایه‌های نوظهور را در جنگل‌های استوایی گرمسیری پست و بسیار متنوع، فصلی‌نبود، و مرطوب جنوب شرقی آسیا تسلط دارند.

The typical enhancement patterns of SHCC in the arterialphase, portal venous-phase and delayed phase scan of spiral CT were hyper-hypo-hypodense and hyperdense, isodense and hypodense.

الگوهای معمول افزایش SHCC در فاز شریانی، فاز وریدی پورتال و اسکن تأخیری CT شامل هایپر-هیپو-هیپودنس و هایپر دانس، ایزو دانس و هیپودنس بودند.

However by 8 week IUGR rats developed hyper-insulinemia and high IRI.

با این حال، در هفته ۸، موش‌های IUGR دچار هایپرانسولینمی و افزایش IRI شدند.

Antibodis against the TSHR may affect thyroid structure and function after binding to the TSHR, resulting in hyper- or hypo-thyroidism.

آنتی‌بادی‌ها علیه TSHR ممکن است پس از اتصال به TSHR، ساختار و عملکرد تیروئید را تحت تأثیر قرار دهند و منجر به هایپر یا هیپوتیروئیدیسم شوند.

نمونه‌های واقعی

And I was hyper. Like, I was a really hyper kid.

من خیلی مضطرب بودم. مثل اینکه، من یک بچه خیلی مضطرب بودم.

منبع: Lost Girl Season 4

Are you okay? You seem hyper.

حالت خوبه؟ به نظر مضطرب میای.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

She uses the prefix hyper to say that there is too much of a certain quality.

او از پیشوند "هایپر" برای گفتن اینکه از یک ویژگی خاص بیش از حد وجود دارد استفاده می کند.

منبع: 6 Minute English

So it is with America's present manic hyper capitalism.

بنابراین این مورد در سرمایه داری هایپر maniak آمریکا امروز نیز صادق است.

منبع: Time

You should ask them for your autograph, but not that hyper.

باید از آنها بخواهید که امضای شما را بگیرند، اما نه آنقدر مضطرب.

منبع: Hobby suggestions for React

Critics say a hyper loop network would be very expensive to build.

منتقدان می گویند ایجاد یک شبکه هایپر لوپ بسیار پرهزینه خواهد بود.

منبع: CNN 10 Student English November 2020 Collection

And then it became a suffix as well, hyper net, news net and so on.

و سپس به یک پسوند نیز تبدیل شد، هایپر نت، شبکه خبری و غیره.

منبع: BBC Listening Collection October 2014

They feel everyone is out to get them and are hyper aware of danger.

آنها احساس می کنند که همه در تلاش برای گرفتن آنها هستند و به طور فوق العاده از خطر آگاه هستند.

منبع: Psychology Mini Class

I was suddenly very agitated. I was hyper alert. I was sensitive to every noise.

ناگهان خیلی مضطرب شدم. من به طور فوق العاده هوشیار بودم. من نسبت به هر صدایی حساس بودم.

منبع: VOA Standard English_Americas

" It does seem to have something to do with our heightened state of anxiety, our hyper-vigilance, " he said.

" به نظر می رسد که این موضوع ارتباطی با حالت اضطراب شدید ما، هوشیاری بیش از حد ما دارد،" او گفت.

منبع: New York Times

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید