amped

[ایالات متحده]/æmpt/
[بریتانیا]/æmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیلی هیجان‌زده؛ پر انرژی (energized)

عبارات و ترکیب‌ها

amped up

Persian_translation

get amped

Persian_translation

getting amped

Persian_translation

so amped

Persian_translation

all amped

Persian_translation

amped for

Persian_translation

amped about

Persian_translation

amped tonight

Persian_translation

amped already

Persian_translation

still amped

Persian_translation

جملات نمونه

the crowd was amped up for the championship game.

هواداران برای بازی قهرمانی بسیار هیجان‌زده بودند.

i’m getting amped for the concert tonight.

من برای کنسرت امشب هیجان‌زده هستم.

the coach got the team amped before kickoff.

مربی قبل از شروع بازی تیم را هیجان‌زده کرد.

the new trailer has fans amped to see the movie.

تریلر جدید باعث شده طرفداران برای دیدن فیلم هیجان‌زده شوند.

she felt amped after a strong cup of coffee.

او بعد از یک فنجان قهوه قوی احساس هیجان کرد.

we’re all amped about the product launch next week.

ما همه در مورد عرضه محصول هفته آینده هیجان‌زده هستیم.

the dj kept the room amped with nonstop hits.

دی‌جی با هیت‌های بی‌وقفه، فضای اتاق را پرهیجان نگه داشت.

he was amped to start his new job on monday.

او برای شروع شغل جدیدش در روز دوشنبه هیجان‌زده بود.

the students got amped when the bell rang for recess.

دانشجویان وقتی زنگ تفریح به صدا درآمدند هیجان‌زده شدند.

they’re amped up to hit the road at dawn.

آنها آماده رفتن در سپیده دم هستند.

i’m amped for the final round of the tournament.

من برای دور نهایی مسابقات هیجان‌زده هستم.

the pregame show got everyone amped.

برنامه پیش از بازی باعث شد همه هیجان‌زده شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید