ice-skates

[ایالات متحده]/ˈaɪs.skeɪt/
[بریتانیا]/ˈaɪs.skeɪt/

ترجمه

n. یک چکمه با یک تیغه متصل برای سر خوردن روی یخ
v. روی یخ با استفاده از اسکیت سر خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

ice-skating rink

سالن اسکیت

ice-skated well

به خوبی اسکیت سواری کرد

go ice-skating

برای اسکیت سواری برو

ice-skate fast

سریع اسکیت سواری کن

ice-skating boots

کفش اسکیت

ice-skating trip

سفر اسکیت سواری

ice-skating lessons

جلسات اسکیت سواری

ice-skated before

قبلاً اسکیت سواری کرده است

ice-skate together

با هم اسکیت سواری کنید

جملات نمونه

i love to ice-skate with my friends on winter weekends.

من عاشق اسکیت بازی با دوستانم در آخر هفته‌های زمستانی هستم.

she gracefully ice-skated across the frozen pond.

او به طور ماهرانه روی سطح یخ زده اسکیت زد.

he decided to ice-skate instead of going sledding.

او تصمیم گرفت به جای سورتمه اسکیت بازی کند.

the children eagerly waited their turn to ice-skate.

کودکان با اشتیاق منتظر نوبت خود برای اسکیت بازی بودند.

we rented ice-skates at the local rink.

ما اسکیت در یخ‌سنگ محلی اجاره کردیم.

do you want to ice-skate with me tonight?

آیا می‌خواهید امشب با من اسکیت بازی کنید؟

the ice-skate rink was crowded with families.

یخ‌سنگ مملو از خانواده‌ها بود.

she fell while trying to ice-skate backwards.

او در حالی که سعی می‌کرد به عقب اسکیت بازی کند، افتاد.

he's a skilled ice-skater and performs amazing tricks.

او یک اسکیت‌باز ماهر است و حرکات نمایشی شگفت‌انگیزی انجام می‌دهد.

they practiced ice-skating for hours before the competition.

آنها قبل از مسابقه ساعت‌ها اسکیت بازی کردند.

the ice-skate blades need to be sharpened regularly.

تیغه‌های اسکیت باید به طور منظم تیز شوند.

we watched a professional ice-skating performance last night.

دیشب یک اجرای اسکیت حرفه‌ای تماشا کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید