ideated concepts
ایدهپردازی مفاهیم
ideated solutions
ایدهپردازی راهکارها
ideated ideas
ایدهپردازی ایدهها
ideated strategies
ایدهپردازی استراتژیها
ideated projects
ایدهپردازی پروژهها
ideated designs
ایدهپردازی طرحها
ideated themes
ایدهپردازی مضامین
ideated plans
ایدهپردازی برنامهها
ideated frameworks
ایدهپردازی چارچوبها
ideated models
ایدهپردازی مدلها
they ideated a new marketing strategy for the product.
آنها یک استراتژی بازاریابی جدید برای محصول طراحی کردند.
during the brainstorming session, the team ideated several innovative solutions.
در طول جلسه بارش مغز، تیم چندین راه حل نوآورانه طراحی کرد.
she ideated a unique app that helps users track their habits.
او یک برنامه منحصر به فرد طراحی کرد که به کاربران کمک می کند عادات خود را پیگیری کنند.
after many discussions, they finally ideated a plan to improve efficiency.
پس از بحث های فراوان، آنها سرانجام یک برنامه برای بهبود کارایی طراحی کردند.
the designer ideated a new collection inspired by nature.
طراح یک مجموعه جدید الهام گرفته از طبیعت طراحی کرد.
he ideated a community project that brings neighbors together.
او یک پروژه اجتماعی طراحی کرد که همسایگان را گرد هم می آورد.
they ideated a series of workshops to enhance team collaboration.
آنها یک سری کارگاه آموزشی برای افزایش همکاری تیمی طراحی کردند.
she ideated a concept for a sustainable fashion line.
او یک مفهوم برای یک خط مد پایدار طراحی کرد.
the company ideated a new product line based on customer feedback.
شرکت یک خط تولید جدید بر اساس بازخورد مشتریان طراحی کرد.
during the meeting, they ideated various ideas for the upcoming event.
در طول جلسه، آنها ایده های مختلفی برای رویداد آینده طراحی کردند.
ideated concepts
ایدهپردازی مفاهیم
ideated solutions
ایدهپردازی راهکارها
ideated ideas
ایدهپردازی ایدهها
ideated strategies
ایدهپردازی استراتژیها
ideated projects
ایدهپردازی پروژهها
ideated designs
ایدهپردازی طرحها
ideated themes
ایدهپردازی مضامین
ideated plans
ایدهپردازی برنامهها
ideated frameworks
ایدهپردازی چارچوبها
ideated models
ایدهپردازی مدلها
they ideated a new marketing strategy for the product.
آنها یک استراتژی بازاریابی جدید برای محصول طراحی کردند.
during the brainstorming session, the team ideated several innovative solutions.
در طول جلسه بارش مغز، تیم چندین راه حل نوآورانه طراحی کرد.
she ideated a unique app that helps users track their habits.
او یک برنامه منحصر به فرد طراحی کرد که به کاربران کمک می کند عادات خود را پیگیری کنند.
after many discussions, they finally ideated a plan to improve efficiency.
پس از بحث های فراوان، آنها سرانجام یک برنامه برای بهبود کارایی طراحی کردند.
the designer ideated a new collection inspired by nature.
طراح یک مجموعه جدید الهام گرفته از طبیعت طراحی کرد.
he ideated a community project that brings neighbors together.
او یک پروژه اجتماعی طراحی کرد که همسایگان را گرد هم می آورد.
they ideated a series of workshops to enhance team collaboration.
آنها یک سری کارگاه آموزشی برای افزایش همکاری تیمی طراحی کردند.
she ideated a concept for a sustainable fashion line.
او یک مفهوم برای یک خط مد پایدار طراحی کرد.
the company ideated a new product line based on customer feedback.
شرکت یک خط تولید جدید بر اساس بازخورد مشتریان طراحی کرد.
during the meeting, they ideated various ideas for the upcoming event.
در طول جلسه، آنها ایده های مختلفی برای رویداد آینده طراحی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید