illations

[ایالات متحده]/ɪˈleɪʃən/
[بریتانیا]/ɪˈleɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند استدلال از یک یا چند بیانیه برای رسیدن به یک نتیجه منطقی؛ عمل استنباط یا نتیجه‌گیری

عبارات و ترکیب‌ها

distillation

تقطیر

جملات نمونه

his illation from the evidence was quite convincing.

نتیجه‌گیری او از شواهد بسیار قانع‌کننده بود.

she made an illation based on the available data.

او بر اساس داده‌های موجود، نتیجه‌گیری کرد.

we must be careful with our illation to avoid misunderstandings.

ما باید در نتیجه‌گیری خود مراقب باشیم تا از سوء تفاهم جلوگیری کنیم.

the scientist's illation challenged previous assumptions.

نتیجه‌گیری دانشمند، فرضیات قبلی را به چالش کشید.

his illation was supported by numerous studies.

نتیجه‌گیری او توسط مطالعات متعددی پشتیبانی شد.

they reached an illation after analyzing the results.

آنها پس از تجزیه و تحلیل نتایج به یک نتیجه‌گیری رسیدند.

her illation about the market trends was accurate.

نتیجه‌گیری او در مورد روند بازار دقیق بود.

based on his illation, further research is needed.

بر اساس نتیجه‌گیری او، تحقیقات بیشتری لازم است.

his illation was met with skepticism by his peers.

نتیجه‌گیری او با شک و تردید از سوی همکارانش روبرو شد.

they discussed the illation drawn from the recent findings.

آنها در مورد نتیجه‌گیری حاصل از یافته‌های اخیر بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید