illumed

[ایالات متحده]/ɪˈljuːmd/
[بریتانیا]/ɪˈlumd/

ترجمه

v. روشن کردن یا نورانی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

illumed path

مسیر روشن‌شده

illumed sky

آسمان روشن‌شده

illumed night

شب روشن‌شده

illumed room

اتاق روشن‌شده

illumed garden

باغ روشن‌شده

illumed street

خیابان روشن‌شده

illumed scene

صحنه روشن‌شده

illumed face

چهره روشن‌شده

illumed moment

لحظه روشن‌شده

illumed artwork

اثر هنری روشن‌شده

جملات نمونه

the room was illumed by the soft glow of the candles.

اتاق با نور ملایم شمع‌ها روشن شده بود.

the street was illumed with colorful lights during the festival.

در طول جشنواره، خیابان با نورهای رنگارنگ روشن شده بود.

her face was illumed with joy when she received the news.

وقتی خبر را دریافت کرد، صورتش با شادی روشن شد.

the garden was illumed by the moonlight at night.

باغ در شب با نور ماه روشن شده بود.

the stage was illumed by bright spotlights during the performance.

صحنه در طول اجرا با چراغ‌های جستجوگر روشن شده بود.

as the sun set, the sky was illumed in shades of orange and pink.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، آسمان به رنگ‌های نارنجی و صورتی روشن شد.

the old library was illumed by vintage lamps, creating a cozy atmosphere.

کتابخانه قدیمی با لامپ‌های قدیمی روشن شده بود و فضایی دنج ایجاد می‌کرد.

her smile illumed the room, bringing warmth to everyone present.

لبخندش اتاق را روشن کرد و برای همه حاضرین گرما آورد.

the painting was illumed by a spotlight, highlighting its beauty.

تابلوی نقاشی با یک چراغ جستجوگر روشن شده بود و زیبایی آن را برجسته می‌کرد.

the path was illumed by lanterns, guiding us through the night.

مسیر با فانوس‌ها روشن شده بود و ما را در طول شب راهنمایی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید