imbricates layers
لایه های همپوشانی
imbricates scales
مقیاسهای همپوشانی
imbricates tiles
کفپوشهای همپوشانی
imbricates structures
ساختارهای همپوشانی
imbricates rocks
سنگهای همپوشانی
imbricates leaves
برگهای همپوشانی
imbricates shells
پوستههای همپوشانی
imbricates plates
صفحههای همپوشانی
imbricates fibers
الیاف همپوشانی
imbricates elements
عناصر همپوشانی
the tiles imbricates perfectly on the roof.
کاشیها به طور کامل روی سقف قرار میگیرند.
these leaves imbricates to protect the buds underneath.
این برگها برای محافظت از جوانه های زیرین به هم چسبیده اند.
the scales on the fish imbricates to create a streamlined body.
تراوشه های روی ماهی به هم چسبیده اند تا یک بدن آیرودینامیک ایجاد کنند.
the shingles imbricates to prevent water leakage.
ورق های سقفی به هم چسبیده اند تا از نشت آب جلوگیری کنند.
in this design, the petals imbricates to form a beautiful flower.
در این طرح، گلبرگ ها به هم چسبیده اند تا یک گل زیبا را تشکیل دهند.
the geological layers imbricates over millions of years.
لایه های زمین شناسی در طول میلیون ها سال به هم چسبیده اند.
these rocks imbricates, revealing their age and history.
این سنگ ها به هم چسبیده اند و سن و تاریخ آنها را نشان می دهند.
during the construction, the bricks imbricates to ensure stability.
در طول ساخت و ساز، آجرها به هم چسبیده اند تا پایداری را تضمین کنند.
the roof design allows the panels to imbricates for better insulation.
طراحی سقف به پنل ها اجازه می دهد تا برای عایق بهتر به هم چسبیده شوند.
the artist's strokes imbricates to create a textured effect.
ضربات هنرمند به هم چسبیده اند تا جلوه بافت دار ایجاد کنند.
imbricates layers
لایه های همپوشانی
imbricates scales
مقیاسهای همپوشانی
imbricates tiles
کفپوشهای همپوشانی
imbricates structures
ساختارهای همپوشانی
imbricates rocks
سنگهای همپوشانی
imbricates leaves
برگهای همپوشانی
imbricates shells
پوستههای همپوشانی
imbricates plates
صفحههای همپوشانی
imbricates fibers
الیاف همپوشانی
imbricates elements
عناصر همپوشانی
the tiles imbricates perfectly on the roof.
کاشیها به طور کامل روی سقف قرار میگیرند.
these leaves imbricates to protect the buds underneath.
این برگها برای محافظت از جوانه های زیرین به هم چسبیده اند.
the scales on the fish imbricates to create a streamlined body.
تراوشه های روی ماهی به هم چسبیده اند تا یک بدن آیرودینامیک ایجاد کنند.
the shingles imbricates to prevent water leakage.
ورق های سقفی به هم چسبیده اند تا از نشت آب جلوگیری کنند.
in this design, the petals imbricates to form a beautiful flower.
در این طرح، گلبرگ ها به هم چسبیده اند تا یک گل زیبا را تشکیل دهند.
the geological layers imbricates over millions of years.
لایه های زمین شناسی در طول میلیون ها سال به هم چسبیده اند.
these rocks imbricates, revealing their age and history.
این سنگ ها به هم چسبیده اند و سن و تاریخ آنها را نشان می دهند.
during the construction, the bricks imbricates to ensure stability.
در طول ساخت و ساز، آجرها به هم چسبیده اند تا پایداری را تضمین کنند.
the roof design allows the panels to imbricates for better insulation.
طراحی سقف به پنل ها اجازه می دهد تا برای عایق بهتر به هم چسبیده شوند.
the artist's strokes imbricates to create a textured effect.
ضربات هنرمند به هم چسبیده اند تا جلوه بافت دار ایجاد کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید