immaterialization

[ایالات متحده]//ˌɪ.məˌtɪə.ri.ə.laɪˈzeɪ.ʃən//
[بریتانیا]//ˌɪ.məˌtɪr.i.ə.ləˈzeɪ.ʃən//

ترجمه

n. فرآیند یا عمل بی‌مادی کردن چیزی؛ تبدیل آن به غیر فیزیکی؛ تبدیل یک شیء فیزیکی، سند یا دارایی به یک فرم غیر ملموس یا دیجیتالی؛ (حقوق، امور مالی) جایگزینی گواهی‌ها یا اسناد فیزیکی با سوابق الکترونیکی

عبارات و ترکیب‌ها

digital immaterialization

غیرمادی‌سازی دیجیتال

product immaterialization

غیرمادی‌سازی محصول

service immaterialization

غیرمادی‌سازی خدمات

rapid immaterialization

غیرمادی‌سازی سریع

accelerate immaterialization

تسریع غیرمادی‌سازی

immaterialization trend

روند غیرمادی‌سازی

immaterialization process

فرآیند غیرمادی‌سازی

immaterialization strategy

استراتژی غیرمادی‌سازی

immaterialization efforts

تلاش‌های غیرمادی‌سازی

جملات نمونه

the immaterialization of money through mobile payments has changed how people shop every day.

تبدیل پول به یک موجودیت غیرمادی از طریق پرداخت‌های تلفن همراه، نحوه خرید روزانه مردم را تغییر داده است.

we are witnessing the immaterialization of services as more customer support moves to chat and video.

ما شاهد تبدیل خدمات به یک موجودیت غیرمادی هستیم، زیرا بیشتر پشتیبانی مشتریان به چت و ویدئو منتقل می‌شود.

the immaterialization of the product has accelerated with software updates replacing physical upgrades.

تبدیل محصول به یک موجودیت غیرمادی با به‌روزرسانی‌های نرم‌افزار که جایگزین ارتقاءهای فیزیکی می‌شوند، تسریع شده است.

digital platforms drive the immaterialization of work by shifting tasks from offices to the cloud.

پلتفرم‌های دیجیتال با انتقال وظایف از دفاتر به فضای ابری، روند غیرمادی شدن کار را پیش می‌برند.

the immaterialization of media distribution makes it easier to publish but harder to control piracy.

تبدیل توزیع رسانه به یک موجودیت غیرمادی، انتشار را آسان‌تر اما کنترل دزدی دریایی را دشوارتر می‌کند.

our strategy depends on the immaterialization of inventory so we can deliver instantly instead of shipping boxes.

استراتژی ما به غیرمادی شدن موجودی بستگی دارد تا بتوانیم فوراً تحویل دهیم به جای ارسال جعبه‌ها.

the immaterialization of records improves access, yet it raises new questions about data retention.

تبدیل سوابق به یک موجودیت غیرمادی دسترسی را بهبود می‌بخشد، اما سوالات جدیدی در مورد نگهداری داده‌ها مطرح می‌کند.

with streaming, the immaterialization of music libraries has become normal for most listeners.

با پخش جریانی، تبدیل کتابخانه‌های موسیقی به یک موجودیت غیرمادی برای اکثر شنوندگان به حالت عادی درآمده است.

the immaterialization of transactions reduces paper use, but it also increases dependence on networks.

تبدیل تراکنش‌ها به یک موجودیت غیرمادی، استفاده از کاغذ را کاهش می‌دهد، اما وابستگی به شبکه‌ها را نیز افزایش می‌دهد.

cybersecurity must keep pace with the immaterialization of identity in online authentication systems.

امنیت سایبری باید با روند غیرمادی شدن هویت در سیستم‌های احراز هویت آنلاین همگام باشد.

the immaterialization of learning resources lets students carry entire libraries on a single device.

تبدیل منابع آموزشی به یک موجودیت غیرمادی به دانش‌آموزان اجازه می‌دهد تا کل کتابخانه‌ها را روی یک دستگاه واحد حمل کنند.

artists debate whether the immaterialization of art through nfts changes what collectors value.

هنرمندان در مورد اینکه آیا تبدیل هنر به یک موجودیت غیرمادی از طریق nftها، آنچه که کلکسیونرها ارزش قائل هستند را تغییر می‌دهد یا خیر، بحث می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید