immingled

[ایالات متحده]/ɪˈmɪŋɡl/
[بریتانیا]/ɪˈmɪŋɡl/

ترجمه

v. مخلوط کردن یا ترکیب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

immingle freely

آزادانه ترکیب شدن

immingle together

با هم ترکیب شدن

immingle smoothly

به طور روان ترکیب شدن

immingle closely

به طور نزدیک ترکیب شدن

immingle naturally

به طور طبیعی ترکیب شدن

immingle harmoniously

به طور هماهنگ ترکیب شدن

immingle easily

به راحتی ترکیب شدن

immingle effectively

به طور موثر ترکیب شدن

immingle beautifully

به زیبایی ترکیب شدن

immingle uniquely

به طور منحصر به فرد ترکیب شدن

جملات نمونه

in the garden, flowers and herbs immingle beautifully.

در باغ، گل‌ها و گیاهان به زیبایی با هم مخلوط می‌شوند.

different cultures immingle at the festival.

فرهنگ‌های مختلف در جشنواره با هم مخلوط می‌شوند.

the flavors of spices immingle in the pot.

عطر و طعم ادویه‌ها در قابلمه با هم مخلوط می‌شوند.

as the music played, voices immingle in harmony.

همانطور که موسیقی پخش می‌شد، صداها با هماهنگی با هم مخلوط می‌شدند.

in the city, modernity and tradition immingle.

در شهر، مدرنیته و سنت با هم مخلوط می‌شوند.

people from different backgrounds immingle at the conference.

افرادی با پیشینه‌های مختلف در کنفرانس با هم مخلوط می‌شوند.

the colors of the sunset immingle across the sky.

رنگ‌های غروب خورشید در سراسر آسمان با هم مخلوط می‌شوند.

in the soup, the ingredients immingle to create a rich flavor.

در سوپ، مواد با هم مخلوط می‌شوند تا طعم غنی ایجاد کنند.

as they danced, their spirits immingle in joy.

همانطور که می‌رقصیدند، ارواحشان با شادی با هم مخلوط می‌شدند.

during the meeting, ideas immingle to spark innovation.

در طول جلسه، ایده‌ها با هم مخلوط می‌شوند تا نوآوری را ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید