commune

[ایالات متحده]/ˈkɒmjuːn/
[بریتانیا]/ˈkɑːmjuːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمون
vi. برای احساس هماهنگی با; به طور صمیمی ارتباط برقرار کردن; با طبیعت آمیختن.

عبارات و ترکیب‌ها

commune with oneself

همراه خود بودن

commune with

همراه بودن با

paris commune

کامون پاریس

جملات نمونه

to commune with nature

برای ارتباط با طبیعت

the purpose of praying is to commune with God.

هدف از دعا کردن برقراری ارتباط با خدا است.

The principles of the Paris Commune are eternal.

اصول کمون پاریس جاودانه هستند.

She goes to the country to commune with nature.

او به روستا می‌رود تا با طبیعت ارتباط برقرار کند.

The antifascist urban commune exists in Berlin since early 2006.

کمون شهری ضد فاشیستی از اوایل سال 2006 در برلین وجود دارد.

Split-pore polypore;Schizophyllum commune;Liquid culture;Solid culture;Tumor cells;Mycelium

پلی‌پور متخلخل;Schizophyllum commune; کشت مایع; کشت جامد; سلول‌های توموری; هایفای

BENJI AT MARINELAND follows the emotive pup underwater as he communes with barracudas, dolphins, fish, and assorted other sea friends.

بنجی در مارینلند، سگ احساساتی را زیر آب دنبال می‌کند، زیرا با کوسه‌ها، دلفین‌ها، ماهی‌ها و سایر دوستان دریایی متنوع ارتباط برقرار می‌کند.

نمونه‌های واقعی

His writings inspired the Brook Farm commune near Boston and, less directly, Oneida.

نوشتجات او الهام‌بخش جامعه بروک فارم در نزدیکی بوستون و به طور غیرمستقیم، وانیدا بود.

منبع: The Economist (Summary)

They commune with humanity in dreams.

آنها با انسانیت در رویاها ارتباط برقرار می‌کنند.

منبع: The machine has stopped operating.

Eventually, some of these cell communes evolved into simple animals.

در نهایت، برخی از این جوامع سلولی به تدریج به حیوانات ساده تبدیل شدند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

This is why he shouldn't go to your commune.

به همین دلیل او نباید به جامعه شما برود.

منبع: Modern Family - Season 07

It's a commune (that) lies east of the capital of Port-au-Prince.

این یک جامعه است (که) در شرق پایتخت پورتوی پنس واقع شده است.

منبع: VOA Daily Standard October 2021 Collection

People rejoiced at fertility and food, and communed together to give thanks.

مردم از باروری و غذا شادمان بودند و برای سپاسگزاری با هم ارتباط برقرار کردند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Yep, local farm communes and indigenous communities own most of the land.

بله، جوامع کشاورزی محلی و جوامع بومی بیشتر زمین را در اختیار دارند.

منبع: VOA Standard English_ Technology

The Maasai villages occupy a small part known as the Loliondo commune.

دهکده‌های ماسای بخشی کوچک به نام لولیندو جامعه را اشغال کرده‌اند.

منبع: VOA Special February 2023 Collection

The famed German art school slash commune slash never-ending party slash genius factory.

موسسه هنری آلمانی مشهور / جامعه / مهمانی بی پایان / کارخانه نابغه.

منبع: Vox opinion

And communing with nature means feeling close to nature, and being a part of it.

و ارتباط با طبیعت به معنای احساس نزدیکی به طبیعت و بخشی از آن بودن است.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید