immurements

[ایالات متحده]/ɪˈmjʊə.mənts/
[بریتانیا]/ɪˈmjʊr.mənts/

ترجمه

n. عمل محدود کردن کسی بر خلاف اراده او

عبارات و ترکیب‌ها

legal immurements

محدودیت‌های قانونی

social immurements

محدودیت‌های اجتماعی

physical immurements

محدودیت‌های فیزیکی

financial immurements

محدودیت‌های مالی

cultural immurements

محدودیت‌های فرهنگی

emotional immurements

محدودیت‌های عاطفی

psychological immurements

محدودیت‌های روانشناختی

institutional immurements

محدودیت‌های سازمانی

environmental immurements

محدودیت‌های زیست محیطی

personal immurements

محدودیت‌های شخصی

جملات نمونه

the immurements of the old castle were fascinating to explore.

کاوش در دیوارها و محدودیت‌های قلعه‌ی قدیمی بسیار جذاب بود.

she felt the immurements of society pressing down on her.

او احساس می‌کرد محدودیت‌های جامعه بر او فشار وارد می‌کنند.

his immurements were a result of his strict upbringing.

محدودیت‌های او نتیجه‌ی تربیت سخت‌گیرانه‌اش بود.

the immurements of the institution limited their freedom.

محدودیت‌های نهاد آزادی آن‌ها را محدود می‌کرد.

she broke free from the immurements of her past.

او از محدودیت‌های گذشته‌اش رها شد.

the immurements of tradition can sometimes hinder progress.

محدودیت‌های سنت گاهی اوقات می‌توانند پیشرفت را مختل کنند.

he spoke about the immurements faced by marginalized communities.

او در مورد محدودیت‌هایی که جوامع به حاشیه رانده شده با آن روبرو هستند صحبت کرد.

understanding the immurements can lead to better solutions.

درک محدودیت‌ها می‌تواند منجر به یافتن راه حل‌های بهتر شود.

she painted a picture of the immurements that surrounded her.

او تصویری از محدودیت‌هایی که او را احاطه کرده بود ترسیم کرد.

the immurements of the project were clearly defined.

محدودیت‌های پروژه به وضوح تعریف شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید