impales

[ایالات متحده]/ɪmˈpeɪlz/
[بریتانیا]/ɪmˈpeɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با یک شی تیز سوراخ کردن یا چاقو زدن

عبارات و ترکیب‌ها

impales the enemy

به دشمن نیزه می‌زند

impales with force

با زور نیزه می‌زند

impales the target

هدف را نیزه می‌کند

impales through armor

از میان زره نیزه می‌کند

impales the prey

طرح را نیزه می‌کند

impales sharply

به طور تیز نیزه می‌کند

impales with precision

با دقت نیزه می‌کند

impales the victim

قربانی را نیزه می‌کند

impales in battle

در نبرد نیزه می‌کند

جملات نمونه

the knight impales the enemy with his lance.

شوالیه با نیزه‌اش دشمن را زخمی می‌کند.

the chef impales the meat to marinate it.

سرآشپز گوشت را برای مزه‌دار کردن آن سوراخ می‌کند.

the artist impales the canvas with sharp tools.

هنرمند با ابزارهای تیز بوم نقاشی را سوراخ می‌کند.

the spear impales the target with precision.

نیزه‌ با دقت هدف را سوراخ می‌کند.

the horror movie features a scene where a character impales a monster.

فیلم ترسناک صحنه‌ای را نشان می‌دهد که شخصیتی یک هیولا را سوراخ می‌کند.

in the game, players can impale their foes for extra points.

در بازی، بازیکنان می‌توانند دشمنان خود را برای کسب امتیاز اضافی سوراخ کنند.

the hunter skillfully impales the fish with a spear.

شکارچی به طرز ماهرانه‌ای ماهی را با نیزه سوراخ می‌کند.

during the festival, they impale fruits on sticks for decoration.

در طول جشنواره، آن‌ها میوه‌ها را برای تزئین روی چوب سوراخ می‌کنند.

he impales the balloon with a sharp pin.

او بادکنک را با یک سنجاق تیز سوراخ می‌کند.

the story describes how the hero impales the villain.

داستان نحوه سوراخ کردن قهرمان از شرور را شرح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید