impersonate

[ایالات متحده]/ɪmˈpɜːsəneɪt/
[بریتانیا]/ɪmˈpɜːrsəneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. وانمود کردن یا تقلید از کسی، اغلب به منظور فریب دادن یا سرگرم کردن.
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردimpersonates
زمان گذشتهimpersonated
صفت یا فعل حال استمراریimpersonating
قسمت سوم فعلimpersonated
جمعimpersonates

جملات نمونه

impersonate a police officer.

تجسس یک افسر پلیس

it's a very serious offence to impersonate a police officer.

تجسس یک افسر پلیس یک جرم بسیار جدی است.

an entertainer who impersonates celebrities.

یک سرگرم‌کننده که چهره‌های مشهور را تقلید می‌کند.

Dr. Norman Bethune impersonates the spirit of proletarian internationalism.

دکتر نورمن بیثون، روح بین‌المللی‌گرایی پرولتاریا را به تصویر می‌کشد.

He impersonates all the well-known politicians exactly right.

او به درستی تمام سیاستمداران شناخته شده را به تصویر می‌کشد.

The rendering of the zhoufang the positive just right solum impersonate this magic power.

بازنمایی زوفنگ، مثبت، درست و مناسب، این قدرت جادویی را تقلید می‌کند.

He is an outstanding imitator and can impersonate all the well-known politicians.

او یک تقلبی‌کننده برجسته است و می‌تواند تمام سیاستمداران مشهور را تقلید کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید