impieties

[ایالات متحده]/ɪmˈpaɪ.ə.tiz/
[بریتانیا]/ɪmˈpaɪ.ə.tiz/

ترجمه

n. اعمال بی احترامی یا بی توجهی؛ کمبود دیانت یا احترام؛ بی احترامی به چیزهای مقدس؛ کمبود احترام به والدین

عبارات و ترکیب‌ها

great impieties

فسادهای بزرگ

moral impieties

فسادهای اخلاقی

social impieties

فسادهای اجتماعی

religious impieties

فسادهای مذهبی

open impieties

فسادهای آشکار

hidden impieties

فسادهای پنهان

historical impieties

فسادهای تاریخی

cultural impieties

فسادهای فرهنگی

personal impieties

فسادهای شخصی

political impieties

فسادهای سیاسی

جملات نمونه

his impieties shocked the community.

گستاخی‌های او جامعه را شوکه کرد.

she was accused of impieties against the sacred traditions.

او به خاطر گستاخی علیه سنت‌های مقدس متهم شد.

the novel explores themes of impieties and redemption.

این رمان مضامین گستاخی و رستگاری را بررسی می‌کند.

many consider his actions to be impieties.

بسیاری از مردم اقدامات او را گستاخی می‌دانند.

he expressed his impieties during the debate.

او گستاخی‌های خود را در طول بحث ابراز کرد.

her impieties were met with strong disapproval.

گستاخی‌های او با نارضایتی شدید مواجه شد.

the play depicted the consequences of impieties.

نمایشنامه عواقب گستاخی را به تصویر کشید.

they were punished for their impieties against the church.

آنها به خاطر گستاخی علیه کلیسا مجازات شدند.

his impieties led to his exile from the community.

گستاخی‌های او منجر به تبعیدش از جامعه شد.

in literature, impieties often symbolize rebellion.

در ادبیات، گستاخی‌ها اغلب نمادی از شورش هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید