social irreverences
بی احترامیهای اجتماعی
cultural irreverences
بی احترامیهای فرهنگی
artistic irreverences
بی احترامیهای هنری
historical irreverences
بی احترامیهای تاریخی
religious irreverences
بی احترامیهای مذهبی
political irreverences
بی احترامیهای سیاسی
literary irreverences
بی احترامیهای ادبی
personal irreverences
بی احترامیهای شخصی
social media irreverences
بی احترامیهای رسانههای اجتماعی
modern irreverences
بی احترامیهای مدرن
his irreverences towards tradition shocked the elders.
بی احترامی او به سنت، بزرگان را شوکه کرد.
the comedian's irreverences made the audience laugh.
بی احترامیهای کمدین باعث خنده مخاطبان شد.
she was criticized for her irreverences in the art community.
او به دلیل بی احترامیهایش در جامعه هنری مورد انتقاد قرار گرفت.
his irreverences towards authority often got him into trouble.
بی احترامی او به اقتدار اغلب باعث ایجاد مشکل برای او میشد.
the book is filled with irreverences that challenge societal norms.
این کتاب مملو از بی احترامیهایی است که هنجارهای اجتماعی را به چالش میکشند.
her irreverences during the ceremony were unexpected.
بی احترامیهای او در طول مراسم غیرمنتظره بود.
many found his irreverences refreshing in a serious debate.
بسیاری بی احترامیهای او را در یک بحث جدی، دلپذیر یافتند.
his irreverences towards history sparked a heated discussion.
بی احترامی او به تاریخ باعث ایجاد بحثی داغ شد.
irreverences can sometimes lead to important conversations.
بی احترامیها گاهی اوقات میتوانند منجر به مکالمات مهمی شوند.
she embraced irreverences as a form of self-expression.
او بی احترامی را به عنوان یک شکل از بیان خود پذیرفت.
social irreverences
بی احترامیهای اجتماعی
cultural irreverences
بی احترامیهای فرهنگی
artistic irreverences
بی احترامیهای هنری
historical irreverences
بی احترامیهای تاریخی
religious irreverences
بی احترامیهای مذهبی
political irreverences
بی احترامیهای سیاسی
literary irreverences
بی احترامیهای ادبی
personal irreverences
بی احترامیهای شخصی
social media irreverences
بی احترامیهای رسانههای اجتماعی
modern irreverences
بی احترامیهای مدرن
his irreverences towards tradition shocked the elders.
بی احترامی او به سنت، بزرگان را شوکه کرد.
the comedian's irreverences made the audience laugh.
بی احترامیهای کمدین باعث خنده مخاطبان شد.
she was criticized for her irreverences in the art community.
او به دلیل بی احترامیهایش در جامعه هنری مورد انتقاد قرار گرفت.
his irreverences towards authority often got him into trouble.
بی احترامی او به اقتدار اغلب باعث ایجاد مشکل برای او میشد.
the book is filled with irreverences that challenge societal norms.
این کتاب مملو از بی احترامیهایی است که هنجارهای اجتماعی را به چالش میکشند.
her irreverences during the ceremony were unexpected.
بی احترامیهای او در طول مراسم غیرمنتظره بود.
many found his irreverences refreshing in a serious debate.
بسیاری بی احترامیهای او را در یک بحث جدی، دلپذیر یافتند.
his irreverences towards history sparked a heated discussion.
بی احترامی او به تاریخ باعث ایجاد بحثی داغ شد.
irreverences can sometimes lead to important conversations.
بی احترامیها گاهی اوقات میتوانند منجر به مکالمات مهمی شوند.
she embraced irreverences as a form of self-expression.
او بی احترامی را به عنوان یک شکل از بیان خود پذیرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید