impoverishing policies
سیاستهای محرومکننده
impoverishing effects
اثرات محرومکننده
impoverishing practices
روشهای محرومکننده
impoverishing conditions
شرایط محرومکننده
impoverishing choices
انتخابهای محرومکننده
impoverishing forces
نیروهای محرومکننده
impoverishing trends
روندهای محرومکننده
impoverishing situations
وضعیتهای محرومکننده
impoverishing outcomes
نتایج محرومکننده
impoverishing systems
سیستمهای محرومکننده
impoverishing communities can lead to social unrest.
فقر و محرومیت جوامع میتواند منجر به ناآرامیهای اجتماعی شود.
the impoverishing effects of the economic crisis are evident.
اثرات مخرب بحران اقتصادی آشکار است.
impoverishing education systems can harm future generations.
سیستمهای آموزشی که باعث محرومیت میشوند میتوانند نسلهای آینده را آسیب برسانند.
impoverishing policies disproportionately affect the vulnerable.
سیاستهایی که باعث محرومیت میشوند، به طور نامتناسب بر آسیبپذیرترین افراد تأثیر میگذارند.
impoverishing the environment threatens biodiversity.
محرومیت از محیط زیست، تنوع زیستی را تهدید میکند.
impoverishing families can lead to increased crime rates.
خانوادههای محروم میتوانند منجر به افزایش نرخ جرم و جنایت شوند.
impoverishing mental health resources affects community well-being.
محرومیت از منابع سلامت روان بر رفاه جامعه تأثیر میگذارد.
impoverishing local economies can stifle innovation.
اقتصادهای محلی که دچار محرومیت میشوند میتوانند نوآوری را خفه کنند.
impoverishing the workforce results in decreased productivity.
محرومیت از نیروی کار منجر به کاهش بهرهوری میشود.
impoverishing lifestyles can lead to health issues.
سبک زندگیهای محروم میتوانند منجر به مشکلات سلامتی شوند.
impoverishing policies
سیاستهای محرومکننده
impoverishing effects
اثرات محرومکننده
impoverishing practices
روشهای محرومکننده
impoverishing conditions
شرایط محرومکننده
impoverishing choices
انتخابهای محرومکننده
impoverishing forces
نیروهای محرومکننده
impoverishing trends
روندهای محرومکننده
impoverishing situations
وضعیتهای محرومکننده
impoverishing outcomes
نتایج محرومکننده
impoverishing systems
سیستمهای محرومکننده
impoverishing communities can lead to social unrest.
فقر و محرومیت جوامع میتواند منجر به ناآرامیهای اجتماعی شود.
the impoverishing effects of the economic crisis are evident.
اثرات مخرب بحران اقتصادی آشکار است.
impoverishing education systems can harm future generations.
سیستمهای آموزشی که باعث محرومیت میشوند میتوانند نسلهای آینده را آسیب برسانند.
impoverishing policies disproportionately affect the vulnerable.
سیاستهایی که باعث محرومیت میشوند، به طور نامتناسب بر آسیبپذیرترین افراد تأثیر میگذارند.
impoverishing the environment threatens biodiversity.
محرومیت از محیط زیست، تنوع زیستی را تهدید میکند.
impoverishing families can lead to increased crime rates.
خانوادههای محروم میتوانند منجر به افزایش نرخ جرم و جنایت شوند.
impoverishing mental health resources affects community well-being.
محرومیت از منابع سلامت روان بر رفاه جامعه تأثیر میگذارد.
impoverishing local economies can stifle innovation.
اقتصادهای محلی که دچار محرومیت میشوند میتوانند نوآوری را خفه کنند.
impoverishing the workforce results in decreased productivity.
محرومیت از نیروی کار منجر به کاهش بهرهوری میشود.
impoverishing lifestyles can lead to health issues.
سبک زندگیهای محروم میتوانند منجر به مشکلات سلامتی شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید