impropriation

[ایالات متحده]/ɪmˌprəʊprɪˈeɪʃən/
[بریتانیا]/ɪmˌproʊpriˈeɪʃən/

ترجمه

n. عمل انتقال چیزی به نگهداری خصوصی؛ عمل انتقال چیزی به نگهداری خصوصی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

impropriation process

فرآیند سوء استفاده

impropriation claim

ادعای سوء استفاده

impropriation law

قانون سوء استفاده

impropriation issue

مشکل سوء استفاده

impropriation rights

حقوق سوء استفاده

impropriation action

اقدام سوء استفاده

impropriation dispute

اختلاف سوء استفاده

impropriation remedy

راه حل سوء استفاده

impropriation policy

سیاست سوء استفاده

impropriation report

گزارش سوء استفاده

جملات نمونه

the impropriation of funds led to serious consequences.

اختلاس بودجه منجر به عواقب جدی شد.

impropriation of resources can harm the community.

اختلاس منابع می‌تواند به جامعه آسیب برساند.

they faced charges for the impropriation of public assets.

آنها به اتهام اختلاس دارایی‌های عمومی با اتهاماتی روبرو شدند.

impropriation of authority can lead to corruption.

اختلاس قدرت می‌تواند منجر به فساد شود.

the impropriation of confidential information is a serious offense.

اختلاس اطلاعات محرمانه یک جرم جدی است.

impropriation of company resources is against the policy.

اختلاس منابع شرکت مغایر با سیاست است.

she was accused of impropriation in her financial dealings.

او به اتهام اختلاس در معاملات مالی خود متهم شد.

impropriation of privileges can disrupt the workplace.

اختلاس امتیازات می‌تواند باعث ایجاد اختلال در محیط کار شود.

the report highlighted issues of impropriation within the organization.

گزارش مشکلات مربوط به اختلاس در سازمان را برجسته کرد.

they implemented measures to prevent impropriation in the project.

آنها اقداماتی را برای جلوگیری از اختلاس در پروژه اجرا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید