improvingly well
بهتر کننده خوب
improvingly fast
بهتر کننده سریع
improvingly steady
بهتر کننده پایدار
improvingly clear
بهتر کننده واضح
improvingly organized
بهتر کننده سازمان یافته
improvingly efficient
بهتر کننده کارآمد
improvingly confident
بهتر کننده با اعتماد به نفس
improvingly skilled
بهتر کننده ماهر
improvingly visible
بهتر کننده قابل مشاهده
improvingly accessible
بهتر کننده قابل دسترس
the software is performing increasingly well, improvingly handling larger datasets.
نرمافزار به طور فزایندهای عملکرد خوبی دارد و به طور موثرتری مجموعهدادههای بزرگتر را مدیریت میکند.
her painting skills are improvingly evident in this latest exhibition.
مهارتهای نقاشی او به طور فزایندهای در این نمایشگاه اخیر آشکار است.
the company's financial reports are improvingly positive this quarter.
گزارشهای مالی شرکت این فصل به طور فزایندهای مثبت است.
the city's public transportation system is improvingly accessible to all residents.
سیستم حمل و نقل عمومی شهر به طور فزایندهای برای همه ساکنان قابل دسترس است.
the team’s communication is improvingly clear and concise.
ارتباطات تیم به طور فزایندهای واضح و مختصر است.
the student’s understanding of the complex topic is improvingly solid.
درک دانشجو از این موضوع پیچیده به طور فزایندهای قوی است.
the new marketing strategy is proving improvingly effective in reaching younger audiences.
استراتژی بازاریابی جدید به طور فزایندهای در رسیدن به مخاطبان جوانتر مؤثر است.
the athlete’s performance is improvingly consistent across all competitions.
عملکرد ورزشکار به طور فزایندهای در تمام مسابقات ثابت است.
the relationship between the two countries is improvingly amicable.
روابط بین دو کشور به طور فزایندهای دوستانه است.
the manufacturing process is improvingly efficient with the new technology.
فرآیند تولید با فناوری جدید به طور فزایندهای کارآمد است.
the local economy is improvingly robust thanks to tourism.
اقتصاد محلی به لطف گردشگری به طور فزایندهای قوی است.
improvingly well
بهتر کننده خوب
improvingly fast
بهتر کننده سریع
improvingly steady
بهتر کننده پایدار
improvingly clear
بهتر کننده واضح
improvingly organized
بهتر کننده سازمان یافته
improvingly efficient
بهتر کننده کارآمد
improvingly confident
بهتر کننده با اعتماد به نفس
improvingly skilled
بهتر کننده ماهر
improvingly visible
بهتر کننده قابل مشاهده
improvingly accessible
بهتر کننده قابل دسترس
the software is performing increasingly well, improvingly handling larger datasets.
نرمافزار به طور فزایندهای عملکرد خوبی دارد و به طور موثرتری مجموعهدادههای بزرگتر را مدیریت میکند.
her painting skills are improvingly evident in this latest exhibition.
مهارتهای نقاشی او به طور فزایندهای در این نمایشگاه اخیر آشکار است.
the company's financial reports are improvingly positive this quarter.
گزارشهای مالی شرکت این فصل به طور فزایندهای مثبت است.
the city's public transportation system is improvingly accessible to all residents.
سیستم حمل و نقل عمومی شهر به طور فزایندهای برای همه ساکنان قابل دسترس است.
the team’s communication is improvingly clear and concise.
ارتباطات تیم به طور فزایندهای واضح و مختصر است.
the student’s understanding of the complex topic is improvingly solid.
درک دانشجو از این موضوع پیچیده به طور فزایندهای قوی است.
the new marketing strategy is proving improvingly effective in reaching younger audiences.
استراتژی بازاریابی جدید به طور فزایندهای در رسیدن به مخاطبان جوانتر مؤثر است.
the athlete’s performance is improvingly consistent across all competitions.
عملکرد ورزشکار به طور فزایندهای در تمام مسابقات ثابت است.
the relationship between the two countries is improvingly amicable.
روابط بین دو کشور به طور فزایندهای دوستانه است.
the manufacturing process is improvingly efficient with the new technology.
فرآیند تولید با فناوری جدید به طور فزایندهای کارآمد است.
the local economy is improvingly robust thanks to tourism.
اقتصاد محلی به لطف گردشگری به طور فزایندهای قوی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید