incertain

[ایالات متحده]/ɪnˈsɜːtn/
[بریتانیا]/ɪnˈsɜːrtn/

ترجمه

adj. نااطمینان؛ مبهم

عبارات و ترکیب‌ها

remain incertain

به ناچیز ماندن

become incertain

شدن به ناچیز

was incertain

بودن به ناچیز

is incertain

است به ناچیز

feel incertain

احساس به ناچیز

stay incertain

ماندن به ناچیز

get incertain

شدن به ناچیز

seem incertain

به نظر رساندن به ناچیز

look incertain

به نظر رساندن به ناچیز

turn incertain

شدن به ناچیز

جملات نمونه

the future of the local economy remains incertain.

آینده اقتصاد محلی هنوز نامطمئن است.

she felt incertain about which career path to choose.

او در مورد انتخاب مسیر شغلی خود نامطمئن بود.

the outcome of the election is currently incertain.

نتیجه انتخابات در حال حاضر نامطمئن است.

investors are hesitant due to the incertain market conditions.

سرمایه گذاران به دلیل شرایط بازار نامطمئن، متردد هستند.

his tone made the meaning of the message incertain.

نبردش باعث شد که معنای پیام نامطمئن شود.

we face an incertain future regarding climate change.

ما با آینده نامطمئنی در مورد تغییرات اقلیمی مواجه هستیم.

the company's profits are incertain this quarter.

سود شرکت در این فصل نامطمئن است.

he was incertain whether to accept the job offer.

او نامطمئن بود که آیا پیشنهاد شغلی را قبول کند یا نه.

the success of the project seems increasingly incertain.

موفقیت پروژه به نظر می‌رسد هر روز بیشتر نامطمئن شود.

legal experts view the case's conclusion as incertain.

متخصصان حقوقی نتیجه این پرونده را نامطمئن می‌بینند.

travel plans remain incertain due to the weather.

برای دلیل آب و هوا، برنامه‌های سفر هنوز نامطمئن است.

the exact date of the event is still incertain.

تاریخ دقیق رویداد هنوز نامطمئن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید