indecorousness

[ایالات متحده]/ɪnˈdɛkərəsnəs/
[بریتانیا]/ɪnˈdɛkərəsnəs/

ترجمه

n. کیفیت ناپسند بودن؛ عدم شایستگی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

indecorousness in behavior

بی‌ادبی در رفتار

indecorousness of speech

بی‌ادبی در سخن

indecorousness in dress

بی‌ادبی در لباس

indecorousness at events

بی‌ادبی در رویدادها

indecorousness in public

بی‌ادبی در حضور عموم

indecorousness of actions

بی‌ادبی در اعمال

indecorousness in conduct

بی‌ادبی در رفتار و گفتار

indecorousness in conversation

بی‌ادبی در گفتگو

indecorousness of manners

بی‌ادبی در رفتارها

indecorousness in society

بی‌ادبی در اجتماع

جملات نمونه

his indecorousness at the formal dinner shocked everyone.

بی‌ادبی او در شام رسمی باعث حیرت همه شد.

the teacher addressed the student's indecorousness in class.

معلم بی‌ادبی دانش‌آموز را در کلاس مورد توجه قرار داد.

indecorousness in public places can lead to social disapproval.

بی‌ادبی در مکان‌های عمومی می‌تواند منجر به نارضایتی اجتماعی شود.

her indecorousness was evident during the presentation.

بی‌ادبی او در طول ارائه آشکار بود.

they were reprimanded for their indecorousness at the event.

آنها به دلیل بی‌ادبی خود در این رویداد تذکر داده شدند.

indecorousness can tarnish one's reputation in the workplace.

بی‌ادبی می‌تواند شهرت یک فرد را در محل کار خدشه‌دار کند.

the indecorousness of his remarks was not appreciated.

بی‌ادبی صحبت‌های او مورد استقبال قرار نگرفت.

she was known for her indecorousness in social gatherings.

او به دلیل بی‌ادبی خود در جمع‌های اجتماعی معروف بود.

indecorousness can often lead to misunderstandings.

بی‌ادبی اغلب می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the indecorousness of his attire was a topic of conversation.

بی‌ادبی لباس او موضوع بحث بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید