indexation

[ایالات متحده]/ˌɪndek'seɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɪndɛk'seʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محاسبه یا تأسیس یک شاخص.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

indexation of prices

ایندکس گذاری قیمت‌ها

indexation of salaries

ایندکس گذاری حقوق

جملات نمونه

The government announced the indexation of pension payments.

دولت از تعدیل پرداخت‌های بازنشستگی خبر داد.

Indexation can help protect investments against inflation.

تعدیل می‌تواند به محافظت از سرمایه‌گذاری‌ها در برابر تورم کمک کند.

Many economists advocate for the use of indexation in tax systems.

بسیاری از اقتصاددانان از استفاده از تعدیل در سیستم‌های مالیاتی حمایت می‌کنند.

Indexation is a common practice in adjusting prices for goods and services.

تعدیل یک روش معمول در تعدیل قیمت‌ها برای کالاها و خدمات است.

The company uses indexation to adjust employee salaries annually.

شرکت از تعدیل برای تعدیل سالانه حقوق کارمندان استفاده می‌کند.

Indexation is a useful tool for maintaining the purchasing power of funds.

تعدیل ابزاری مفید برای حفظ قدرت خرید وجوه است.

The union negotiated for indexation of wages to keep up with inflation.

اتحادیه برای تعدیل دستمزدها برای مقابله با تورم مذاکره کرد.

Indexation of benefits ensures that they keep pace with the cost of living.

تعدیل مزایا اطمینان می‌دهد که با هزینه‌های زندگی همگام هستند.

Indexation is commonly used in financial contracts to account for changes in prices.

تعدیل معمولاً در قراردادهای مالی برای در نظر گرفتن تغییرات قیمت‌ها استفاده می‌شود.

Some argue that indexation can lead to automatic adjustments that benefit certain groups.

برخی استدلال می‌کنند که تعدیل می‌تواند منجر به تعدیلات خودکار شود که به نفع گروه‌های خاصی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید