indifferentizes

[ایالات متحده]/[ˌɪndɪˈfərəntəɪzɪz]/
[بریتانیا]/[ˌɪndɪˈfərəntəɪzɪz]/

ترجمه

v. (makes or makes someone indifferent) بی‌ تفاوت کردن؛ بی‌ اعتنا کردن؛ بی‌ طرف کردن.
v. (becomes indifferent) بی‌ تفاوت شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

indifferentizes people

بی‌تفاوتی می‌کند افراد را

further indifferentizes

بیشتر بی‌تفاوتی می‌کند

system indifferentizes them

سیستم آن‌ها را بی‌تفاوتی می‌کند

indifferentizes society

جامعه را بی‌تفاوتی می‌کند

indifferentizes relationships

روابط را بی‌تفاوتی می‌کند

deeply indifferentizes

به شدت بی‌تفاوتی می‌کند

جملات نمونه

the relentless bureaucracy often indifferentizes individuals seeking assistance.

بروکراسی بی‌رحمانه اغلب باعث می‌شود افراد در جستجوی کمک، بی‌تفاوت شوند.

exposure to constant negativity can indifferentize a person towards important issues.

قرار گرفتن در معرض منفی‌گرایی مداوم می‌تواند باعث بی‌تفاوتی یک فرد نسبت به مسائل مهم شود.

the repetitive nature of the job indifferentizes employees over time.

طبیعت تکراری شغل باعث بی‌تفاوتی کارمندان در طول زمان می‌شود.

social media algorithms can indifferentize users to genuine human connection.

الگوریتم‌های رسانه‌های اجتماعی می‌توانند کاربران را نسبت به ارتباطات انسانی واقعی بی‌تفاوت کنند.

a detached perspective indifferentizes one from emotional involvement.

یک دیدگاه بی‌طرفانه باعث بی‌تفاوتی یک فرد نسبت به درگیری عاطفی می‌شود.

the constant criticism indifferentizes students from actively participating in class.

انتقادهای مداوم باعث بی‌تفاوتی دانش‌آموزان نسبت به شرکت فعال در کلاس می‌شود.

the news cycle indifferentizes viewers to the suffering of others.

چرخه خبری باعث بی‌تفاوتی بینندگان نسبت به رنج دیگران می‌شود.

technological advancements sometimes indifferentize us to the natural world.

پیشرفت‌های فناوری گاهی اوقات ما را نسبت به دنیای طبیعی بی‌تفاوت می‌کند.

apathy and indifference indifferentizes communities from collective action.

بی‌حسی و بی‌تفاوتی باعث بی‌تفاوتی جوامع نسبت به اقدام جمعی می‌شود.

the system indifferentizes patients, treating them as mere numbers.

سیستم بیماران را بی‌تفاوت می‌کند و آن‌ها را صرفاً به عنوان اعداد در نظر می‌گیرد.

over time, the constant failures indifferentized him to the project's potential.

در طول زمان، شکست‌های مداوم او را نسبت به پتانسیل پروژه بی‌تفاوت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید