indited

[ایالات متحده]/ɪnˈdaɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈdaɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نوشتن (یک سند، نامه و غیره)؛ تألیف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

indited statement

بیانیه مطرح شده

indited charges

اتهامات مطرح شده

indited case

پرونده مطرح شده

indited suspect

مشتبه شده مطرح شده

indited document

سند مطرح شده

indited report

گزارش مطرح شده

indited individual

شخص مطرح شده

indited party

طرف مطرح شده

indited offense

جرایم مطرح شده

indited claim

ادعای مطرح شده

جملات نمونه

the author indited a heartfelt letter to his friend.

نویسنده نامه ای صمیمانه به دوستش نوشت.

she indited her thoughts in a beautifully crafted poem.

او افکار خود را به صورت یک شعر زیبا و خوش ساخت به رشته تحریر درآورد.

the committee indited a report on the project's progress.

کمیته گزارشی در مورد پیشرفت پروژه تهیه کرد.

he indited a formal complaint to the management.

او شکایت رسمی به مدیریت نوشت.

the historian indited a detailed account of the event.

تاریخ‌نگار گزارشی مفصل از رویدادها نگاشت.

after much thought, she indited her resignation letter.

پس از تفکر فراوان، نامه استعفای خود را نوشت.

the poet indited verses that resonated with many.

شاعر اباتی را سرود که با بسیاری از افراد همخوانی داشت.

they indited a manifesto outlining their vision for the future.

آنها مانیفستی که چشم انداز آنها را برای آینده ترسیم می کرد، نوشتند.

the journalist indited an article that sparked controversy.

روزنامه‌نگار مقاله‌ای نوشت که باعث جنجال شد.

she indited a series of letters to her favorite author.

او مجموعه‌ای از نامه‌ها را برای نویسنده مورد علاقه خود نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید