indites

[ایالات متحده]/ɪnˈdaɪt/
[بریتانیا]/ɪnˈdaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نوشتن یا تألیف کردن؛ ایجاد کردن یا تألیف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

indite a letter

نوشتن یک نامه

indite a poem

نوشتن یک شعر

indite a story

نوشتن یک داستان

indite a play

نوشتن یک نمایشنامه

indite a song

نوشتن یک آهنگ

indite a report

نوشتن یک گزارش

indite a speech

نوشتن یک سخنرانی

indite a thesis

نوشتن یک پایان‌نامه

indite a novel

نوشتن یک رمان

جملات نمونه

she decided to indite a letter to her friend.

او تصمیم گرفت نامه‌ای به دوستش بنویسد.

the author will indite a new novel this year.

نویسنده قصد دارد امسال یک رمان جدید بنویسد.

he often indites poetry in his free time.

او اغلب در اوقات فراغت شعر می‌نویسد.

to indite a memoir requires deep reflection.

نوشتن یک خاطره‌نامه نیاز به تفکر عمیق دارد.

they plan to indite a script for the upcoming play.

آنها قصد دارند یک فیلمنامه برای نمایشنامه آینده بنویسند.

she loves to indite stories for children.

او عاشق نوشتن داستان برای کودکان است.

he was inspired to indite an article about climate change.

او برای نوشتن مقاله‌ای در مورد تغییرات آب و هوایی الهام گرفت.

many writers indite in cafes to find inspiration.

بسیاری از نویسندگان برای یافتن الهام در کافه‌ها می‌نویسند.

she hopes to indite a bestseller one day.

او امیدوار است که یک پرفروش‌ترین نویسنده شود.

he plans to indite a series of travel blogs.

او قصد دارد مجموعه‌ای از وبلاگ‌های سفر بنویسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید