inflating prices
تورم قیمتها
inflating ego
بزرگنمایی خودشیفتگی
inflating balloon
باد کردن بادکنک
inflating tires
باد کردن لاستیکها
inflated market
بازار متورم
inflated sense
حس متورم
inflating slowly
به آرامی باد کردن
inflated pride
غرور متورم
inflating confidence
افزایش اعتماد به نفس
inflating rapidly
به سرعت باد کردن
the company is considering inflating prices due to rising costs.
شرکت در حال بررسی افزایش قیمتها به دلیل افزایش هزینهها است.
he was struggling with inflating the tires on his bicycle.
او در حال دست و پنجه نرم کردن با باد کردن لاستیکهای دوچرخه خود بود.
the politician's promises were seen as inflating expectations.
قولهای سیاستمدار به عنوان ایجاد انتظارات کاذب تلقی میشدند.
the economy is experiencing a period of inflating asset values.
اقتصاد در حال تجربه دورهای از افزایش ارزش داراییها است.
they used a powerful pump for inflating the raft quickly.
آنها از یک پمپ قدرتمند برای باد کردن سریع قایق استفاده کردند.
the balloon artist skillfully inflating a long, twisting snake.
هنرمند بادکنک با مهارت در حال باد کردن یک مار طولانی و پیچخورده بود.
the report warned of the risks of inflating the housing bubble.
گزارش هشدار در مورد خطرات ایجاد حباب مسکن داشت.
the child enjoyed watching the clown inflating colorful balloons.
کودک از تماشای شعبدهباز در حال باد کردن بادکنکهای رنگارنگ لذت میبرد.
the stock market is currently experiencing significant inflating.
بازار سهام در حال حاضر در حال تجربه افزایش قابل توجهی است.
the manufacturer is exploring methods for inflating sales figures.
تولید کننده در حال بررسی روشهایی برای افزایش آمار فروش است.
the government is accused of inflating the unemployment statistics.
دولت به فریبکاری در آمار بیکاری متهم شده است.
inflating prices
تورم قیمتها
inflating ego
بزرگنمایی خودشیفتگی
inflating balloon
باد کردن بادکنک
inflating tires
باد کردن لاستیکها
inflated market
بازار متورم
inflated sense
حس متورم
inflating slowly
به آرامی باد کردن
inflated pride
غرور متورم
inflating confidence
افزایش اعتماد به نفس
inflating rapidly
به سرعت باد کردن
the company is considering inflating prices due to rising costs.
شرکت در حال بررسی افزایش قیمتها به دلیل افزایش هزینهها است.
he was struggling with inflating the tires on his bicycle.
او در حال دست و پنجه نرم کردن با باد کردن لاستیکهای دوچرخه خود بود.
the politician's promises were seen as inflating expectations.
قولهای سیاستمدار به عنوان ایجاد انتظارات کاذب تلقی میشدند.
the economy is experiencing a period of inflating asset values.
اقتصاد در حال تجربه دورهای از افزایش ارزش داراییها است.
they used a powerful pump for inflating the raft quickly.
آنها از یک پمپ قدرتمند برای باد کردن سریع قایق استفاده کردند.
the balloon artist skillfully inflating a long, twisting snake.
هنرمند بادکنک با مهارت در حال باد کردن یک مار طولانی و پیچخورده بود.
the report warned of the risks of inflating the housing bubble.
گزارش هشدار در مورد خطرات ایجاد حباب مسکن داشت.
the child enjoyed watching the clown inflating colorful balloons.
کودک از تماشای شعبدهباز در حال باد کردن بادکنکهای رنگارنگ لذت میبرد.
the stock market is currently experiencing significant inflating.
بازار سهام در حال حاضر در حال تجربه افزایش قابل توجهی است.
the manufacturer is exploring methods for inflating sales figures.
تولید کننده در حال بررسی روشهایی برای افزایش آمار فروش است.
the government is accused of inflating the unemployment statistics.
دولت به فریبکاری در آمار بیکاری متهم شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید